چو می دور ازان لعل میگون خورم
حریفان می لعل و من خون خورم
شدم ناتوان از غمش وین زمان
خورم غم که دیگر غمش چون خورم
مده عشوه گو کز غمش بی خودم
من از باده مستم چه افیون خورم
حریفان کم می گرفتند و من
به یاد لبش هر دم افزون خورم
چه من سرخوش از جام عشقم چرا
می عشرت از خم گردون خورم
اگر مست لیلی شوم دور نیست
چو من باده از جام مجنون خورم
گل آمد به کف جام جامی چه عیب
که در پای گل جام گلگون خورم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال و هوای عشق و مستی سخن میگوید. او با اشاره به لذت نوشیدن شراب، احساس خود را تحت تأثیر غم و عشق بیان میکند و به غم عشق اشاره میکند که او را ناتوان کرده است. همچنین، او یادآور لب معشوقش است و میگوید که هر لحظه از یاد او بیشتر مست میشود. در نهایت، شاعر همچنان به جستجوی لذت در زندگی و عشق ادامه میدهد، حتی اگر این لذت به غم و درد منجر شود.
هوش مصنوعی: من از شراب خوشعطر و رنگین مینوشم، اما دوستانم تنها از شراب خوشمزه مینوشند و من در عوض، درد و رنج خود را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: از غم او ناتوان شدم و حالا در این زمان، غم دیگری را میخورم، زیرا نمیدانم چگونه با غم او کنار بیایم.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی او چنان مرا مست کرده که دیگر نیازی به مواد مخدر ندارم. هیچ چیز نمیتواند مرا بیشتر از آنچه که او میکند تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: رقیبان کم بودند و من به خاطر یاد لب او هر لحظه بیشتر از قبل در اندیشهاش بودم.
هوش مصنوعی: من از عشق و شادی پرم و نیازی به خوشگذرانیهای دنیوی ندارم.
هوش مصنوعی: اگر دلبستهی لیلی شوم، دور از انتظار نیست که مانند مجنون، از جام عشق، مینوشم.
هوش مصنوعی: گل به دستم آمده و در جام خود هستم. چه اشکالی دارد که در کنار گل، جامی از نوشیدنی قرمز رنگ بنوشم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.