خوش آنکه وصال تو میسر شده باشد
چشمم به جمال تو منور شده باشد
ریزم ز مژه اشک دمادم که بشوید
گر غیر تو در دیده مصور شده باشد
با هیچ برابر نکنم آنکه سر من
در پای تو با خاک برابر شده باشد
زین بیش مکن سرکشی ای شوخ و بیندیش
زان لحظه که آهم به فلک بر شده باشد
شد قامت من حلقه در آن فکر که دستم
در حلقه آن جعد معنبر شده باشد
هرگز به وفا با دگری عهد نبندم
گر خود ز جفا عهد تو دیگر شده باشد
جامی مکن اندیشه که تغییر نیابد
در حکم ازل هر چه مقدر شده باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل عشق و وصال محبوب را ستایش میکند و بیان میدارد که حضور عشق در زندگیاش موجب روشنی چشم و دلش شده است. او از اشکهایی که به واسطهی دوری از محبوب میریزد سخن میگوید و میفهماند که هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین محبوبش شود. شاعر به محبوب خطاب میکند که نباید در عشقش تردید کند و به دیگران بیندیشد، زیرا وفا و تعهد او به عشق تنها به محبوب متعلق است. در نهایت، شاعرانگی و حقیقت ماندگاری عشق به عنوان سرنوشت حتمی مورد تأکید قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسی که به دیدار تو نائل آمده است و چشمانش به زیبایی های تو روشن شده است.
هوش مصنوعی: اشکهای ریز از چشمانم به طور پیوسته میریزد تا اینکه اگر کسی جز تو در ذهنم نقش بسته باشد، آن را پاک کند.
هوش مصنوعی: هرگز هیچ چیزی را با کسی که جانم را فدای تو کردهام مقایسه نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: دیگر از سرکشی خودداری کن، ای نازک خیال. به یاد داشته باش که روزی ممکن است آوای نالهام به آسمان برسد.
هوش مصنوعی: قامت من به شکل حلقهای در آمده و من به قدری به این فکر مشغول هستم که دلم میخواهد دستم در حلقه موهای زیبای او درگیر شود.
هوش مصنوعی: هرگز با کس دیگری پیمان وفا نمیبندم، حتی اگر خودت به دلیل بیوفاییات، عهد و پیمانمان را شکسته باشی.
هوش مصنوعی: به آنچه مقدر شده است فکر نکن، چرا که سرنوشت ازلی تغییر ناپذیر است و هیچ چیز نمیتواند در آن تغییر ایجاد کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
زان موم بیندیش که عنبر شده باشد
امید گشایش نبود در گره بخل
زان قطره مجو آب که گوهر شده باشد
بنشین که چو پروانه به گرد تو زند بال
[...]
از نامهام آن شوخ مکدر شده باشد
مرزاست به حرف فقرا تر شده باشد
دی نالهٔ گمکرده اثر منفعلم کرد
این رشته گلوگیر چه گوهر شده باشد
آرایشکوس و دهل از خواجه عجب نیست
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.