ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی
خوشتر ز مستی ابد بیباده و بیآلتی
یک ساعتی تشریف ده جان را چنان تلطیف ده
آن ساعتی پاک از کی و تا کی عجایب ساعتی
شاهنشه یغماییی کز دولت یغمای تو
یاغی به شادی منتظر تا کی کنی تو غارتی
جان چون نداند نقش خود یا عالم جان بخش خود
پا می نداند کفش خود کان لایق است و بابتی
پا را ز کفش دیگری هر لحظه تنگی و شری
وز کفش خود شد خوشتری پا را در آن جا راحتی
جان نیز داند جفت خود وز غیب داند نیک و بد
کز غیب هر جان را بود درخورد هر جان ساحتی
جانی که او را هست آن محبوس از آن شد در جهان
چون نیست او را این زمان از بهر آن دم طاقتی
چون شاه زاده طفل بد پس مخزنش بر قفل بد
خلعت نهاده بهر او تا برکشد او قامتی
تو قفل دل را باز کن قصد خزینه راز کن
در مشکلات دو جهان نبود سؤالت حاجتی
خمخانه مردان دل است وز وی چه مستی حاصل است
طفلی و پایت در گل است پس صبر کن تا غایتی
تا غایتی کز گوشهای دولت برآرد جوشهای
از دور گردی خاسته تابان شده یک رایتی
بنوشته بر رایت که این نقش خداوند شمس دین
از مفخر تبریز و چین اندر بصیرت آیتی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل مولانا حول موضوع روح و جان و ارتباط آنها با حقیقت و زیباییهای الوهی میچرخد. شاعر به توصیف حالاتی میپردازد که در آن، لطف خداوندی بالاتر از مستی و نشئگی است و اهمیت لحظات پاک و معنوی را بیان میکند. او به ما یادآوری میکند که جان باید آزاد شود و از قفلهای دنیوی بگسلد تا به حقیقت و راز خود دست یابد. مولانا تصریح میکند که در دل مشکلات، باید صبر کرد و انتظار کشید تا خوشبختی و روشنایی از دور نمایان شود. در نهایت، اشاره به نقشی از خداوند به عنوان شمس دین و فضیلتهای او در بصیرت و آگاهی میکند.
هوش مصنوعی: ای دوست، بخشش و محبتی که به جان من میکنی، برایم از حال مستی هم شیرینتر است و حالتی که به من میبخشی، بهتر از حال مستی است، حتی بدون نوشیدنی و وسایل ساز و بزم.
هوش مصنوعی: یک ساعت به ما لطف کن و جان ما را به قدری پاک و خالص کن که این ساعت به زیبایی و شگفتی بگذرد؛ دیگر چه زمانی نیاز است تا این افسون و جاذبه را تجربه کنیم؟
هوش مصنوعی: تو ای پادشاه و غنیمتگیر، بر اثر بخششها و نعمتهایی که به من دادهای، من همواره منتظرم که تا کی میخواهی این خوشی را از من بگیری و به نوعی مانند یک یاغی در این شادی، غارتگری کنی.
هوش مصنوعی: جان انسان وقتی نمیداند که چیست و چه نقشی دارد، مانند پا نمیداند که کفش خود چه چیز است و چه کفشی شایستهاش است.
هوش مصنوعی: انسان در زندگی خود به خاطر مقایسه با دیگران و احساس نارضایتی از شرایطش، همیشه دچار تنگی و ناراحتی میشود. اما وقتی به خود و موقعیت واقعیاش توجه کند، آرامش و راحتی بیشتری را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: هر جان، یعنی روح انسان، همدم و جفت خود را میشناسد و از ناگفتهها و اسرار پنهان آگاه است. از عالم غیب، هر روح برای خود سرنوشتی دارد که با ویژگیها و ظرفیتهای خاص خودشان سازگار است.
هوش مصنوعی: جانی که در این دنیا محبوس شده است، وقتی که وجود حقیقیاش را نمیشناسد، در واقع در حالتی از ضعف و ناتوانی به سر میبرد. او در این زمان به خاطر نداشتن روحی که سزاوارش است، از ایستادگی و قدرت برخوردار نیست.
هوش مصنوعی: وقتی که یک شاهزاده کوچک در یک مخزن قفلشده نگهداری میشود، باید برای او لباس زیبایی فراهم کنند تا روزی که بزرگ شد و به پا میخیزد، آن را بپوشد.
هوش مصنوعی: دل را از قفل و سختی آزاد کن و به گنجینه نگفتهها و اسرار دسترسی پیدا کن. در سختیها و چالشهای زندگی، نیازی به پرسش و سوال نداریم، بلکه باید به خودمان و درونمان توجه کنیم.
هوش مصنوعی: محل جمعشدن مردان عارف و دلباخته، خمخانه است که از آنجا انسان به معرفت و مستی میرسد. اما تو مانند کودکی هستی که پایش در گل مانده، پس صبر کن تا به هدفی دست یابی.
هوش مصنوعی: تا وقتی که ناب و از دور، نعمتی به همراه داشته باشد و از گوشهای، دولت و خوشی به سمت شما بیاید، آن خوشی مانند نوری تابان خواهد بود که بر سر شما فرود میآید.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این است که بر پرچم نوشتهای است که نشاندهندهٔ مقام و عظمت شمسالدین تبریزی (شمس دین، دوست نزدیک مولانا) و برتری او در بصیرت و دانش است، که حتی از سرزمینهای دور مانند چین نیز به او معروف است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بانکی عجب از آسمان در میرسد هر ساعتی
مینشنود آن بانگ را الا که صاحب حالتی
ای سر فروبرده چو خر زین آب و سبزه بس مچر
یک لحظهای بالا نگر تا بوک بینی آیتی
ساقی در این آخرزمان بگشاد خم آسمان
[...]
دولت ز در باز آمدی ما را پس از بیدولتی
گر رخ نمودی ترک ما «بعداللتیا واللتی»
میزیبد او را سلطنت، زیرا که پیش درگهش
هر شب خروش عاشقان باشد چو کوس نوبتی
از سرکشی او چون علم در جنگ با ما روز و شب
[...]
هذا الربیع اذاتی
یا شیخ قل حتی متی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.