نفس محرک جسم به غم فسرده ماست
غبار خاکنشین را، رم نسیم عصاست
مرا معاینه شد از خط شکستهٔ موج
که نقش پای هوا سرنوشت این دریاست
به کنه مطلب عجزم کسی چه پردازد
لب خموش طلسم هزار رنگ صداست
چو سرو بیطمع از دهر باش و سر بفراز
که نخل بارور از منت زمانه دوتاست
من از مرورت طبع کریم دانستم
که آب گشتن بحر اینقدر ز شرم سخاست
ز دام صحبت مردم رهایی امکان نیست
کسیکهگوشهگرفت از جهانیان عنقاست
چو جام طرح خموشی فکن که مینا را
هجوم خنده صدای شکست رنگ حیاست
فراق آینهٔ زنگ خورده هستیست
دمی که جلوهکند آفتاب سایه کجاست
همان حقیقت هیچ است نقش کون و مکان
به هرجه می نگری یک سراب جلوه نماست
زبان طعن نگردد غبار مشرب ما
هجوم خار همان زیب دامن صحراست
به پاس دل همه جا خون سعی باید خورد
که راه بر سر کوه است و بار ما میناست
به فکرمصرع موزون چه غم خورد بیدل
خیال سرو تواش دستگاه طبع رساست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی وضعیت انسانی و غمهای ناشی از زندگی میپردازد. او از ناپایداری دنیا و غبار خاکی انسان میگوید و به نقش تقدیر در زندگی اشاره میکند. وجود ناملایمات و چالشها باعث میشود که انسان در درون خود به جستجوی حقیقت بپردازد و از تحمیلهای اجتماعی دوری کند. شاعر به کماعتباری ظواهر و نمایشی بودن جهان اشاره میکند و این که در نهایت همه چیز در حقیقت به هیچ میانجامد. او تأکید میکند که باید پیوسته در تلاش و کوشش باشیم، حتی اگر شرایط سخت باشد، و در نهایت، همچنان به طبیعت خود وفادار بمانیم.
هوش مصنوعی: نفس به عنوان نیرویی که بدن را به حرکت درمیآورد، به خاطر غم و اندوه ما دچار سردی و کُندی شده است. مانند گرد و غباری که بر روی خاک نشسته، تنها بادی که میدمد، میتواند آن را به حرکت درآورد.
هوش مصنوعی: من از تصویری که امواج دریا با حرکات خود به وجود میآورند، متوجه شدم که ردی از پاهای باد بر روی این دریا، نشاندهنده سرنوشت آن است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به عمق و دقت موضوعی که در ذهن من است، دست یابد؛ چرا که زبان من خاموش است و سکوتی پر از راز و رمز دارد.
هوش مصنوعی: مثل سرو که بدون انتظار از زندگی ایستاده، سر خود را بلند کن. زیرا نخل بارور تنها به دو عامل وابسته است: یکی تلاش خود و دیگری رحمتی که از زمانه به او میرسد.
هوش مصنوعی: من از نوع رفتار تو متوجه شدم که حتی دریا هم برای شرم میتواند به آب تبدیل شود.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از صحبتهای مردم رها شود؛ کسی که از دنیا کنارهگیری کند، مانند پرندهای نادر است.
هوش مصنوعی: زمانی که جام را به زمین میاندازیم، سکوت را کنار بگذار، چرا که زیبایی مینا (ظرفی برای شراب) با خنده و صدای شکست رنگش به هم میریزد.
هوش مصنوعی: فراق و دوری به مانند آینهای قدیمی است که وقتی نور خورشید بر آن تابیده میشود، سایهای کج و معوج به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: حقیقت واقعی، هیچ و پوچ است. هر چیزی که در دنیا و مکان میبینی، مانند سرابی است که فقط جلوهای از آن را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: زبان ما به عیبجویی نمیپردازد و به مسائل کوچک اهمیت نمیدهد، چرا که زیبایی و شکوه ما در این است که خود را از ناملایمات دور نگه داریم، مانند گلها که در صحرا به زیبایی خود ادامه میدهند، حتی اگر خارهایی در اطرافشان باشد.
هوش مصنوعی: برای محبت دل، باید از هر جا سختیها را با شجاعت تحمل کرد، چرا که مسیر زندگی پر از دشواری است و آنچه بر دوش داریم زینتی و زیباست.
هوش مصنوعی: به ذهنم نمیرسد که چرا باید نگران قافیههای موزون باشم، در حالی که خیال تو جوانه میزند و روح خلاق من را به وجد میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز راستی و بلندی که مر ترا بالاست
به وصفت اندر، معنی بلند گردد و راست
اگر بزرگی و جاه و جلال در درم است
ز کردگار بر آن مرد کم درم ستم است
نداد داد مرا چون نداد گربه مرا
تو را از اسپ و خر و گاو و گوسفند رمه است
یکی به تیم سپنجی همی نیابد جای
[...]
در قناعت و توفیق دین و مذهب راست
بروزگار تو ، ای فخر کاینات ، کراست؟
برون ز راه تو هر راه کاندر آفاقست
غریق بیم و امید و اسیر روی و ریاست
فزایش سخن و نکتۀ بدیع تو را
[...]
سرشک ابر به کردار لؤلؤ لالاست
نسیم باد به کردار عنبر ساراست
سپاه برف رمید و سپاه لاله رسید
خروش زاغ نشست و خروش فاخته خاست
به هر کجا نگری پیش چشم تو گهر است
[...]
بنظم و نثر کسی را گر افتخار سزاست
مرا سزاست که امروز نظم و نثر مراست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.