مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
تن به تپیدن دهم بال پریدن دهم
سوز نوایم نگر ریزهٔ الماس را
قطرهٔ شبنم کنم خوی چکیدن دهم
چون ز مقام نمود نغمهٔ شیرین زنم
نیم شبان صبح را میل دمیدن دهم
یوسف گم گشته را باز گشودم نقاب
تا به تنک مایگان ذوق خریدن دهم
عشق شکیب آزما خاک ز خود رفته را
چشم تری داد و من لذت دیدن دهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، احساسات عمیق و آرزوهای خود را به تصویر میکشد. او میخواهد وجود خود را مانند ذرهای در آتش تپش بیافریند و به بال پرواز دهد. با بیانی شاعرانه، تلاش دارد تا زیباییهای زندگی را ببیند و در خود جذب کند. او از بازگشت یوسف گمشده صحبت میکند و تمایل دارد تا ذوق و عشق را در دل دیگران به وجود آورد و لذت دیدن زیباییها را تجربه کند. در نهایت، شاعر عشق را به مثابه نیرویی شکیبنپذیر از خاک به آسمان تعبیر میکند.
هوش مصنوعی: مانند جرقهای، من این ذره را به تپیدن و جنب و جوش وا میدارم، به پرواز درآوردن را هم به آن میدهم.
هوش مصنوعی: به صدای دلانگیزم توجه کن؛ من مانند قطرهای شبنم، زیبایی و درخشندگی خاصی دارم. میخواهم جوهرهای را که در من هست، به زیبایی به نمایش بگذارم.
هوش مصنوعی: زمانی که از جایگاه خود نغمهای شیرین سر دهم، در نیمه شب، به صبح نزدیک میشوم و برای طلوع آن اشتیاق دارم.
هوش مصنوعی: از پرده برخواستم تا یوسف گمشده را نشان دهم، تا دلهای اندکمایه را از لذتهای زیبایی پر کنم.
هوش مصنوعی: عشق چیزی است که به صبر و شکیبایی نیاز دارد و به سنگینیِ زندگی، حس و حال تازهای بخشیده است. من هم از تماشای این زیبایی و احساس، لذت میبرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.