کشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پی
بنور دیگران افروختی پیمانه پی در پی
ز دست ساقی خاور دو جام ارغوان در کش
که از خاک تو خیزد نالهٔ مستانه پی در پی
دلی کو از تب و تاب تمنا آشنا گردد
زند بر شعله خود را صورت پروانه پی در پی
ز اشک صبحگاهی زندگی را برگ و ساز آور
شود کشت تو ویران تا نریزی دانه پی در پی
بگردان جام و از هنگامه افرنگ کمتر گوی
هزاران کاروان بگذشت ازین ویرانه پی در پی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به می و بادهنوشی میپردازد و بر رابطه انسانی با وجود بیگانگی تأکید میکند. او از ساقی میطلبد که دو جام ارغوانی به او بدهد و به یادآورنده خُلق و خوی مستانه باشد. در این مسیر، شاعر اشاره میکند که برای آشنا شدن با تمنا و شور زندگی، باید دل همیشه در تلاطم و جستوجو باشد. او به زندگی و تنشهای آن مینگرد و با استفاده از تصاویری مانند صبح و ویرانی، به نوعی به ناپایداری و نیاز به دست زدن به کارهای تازه اشاره میکند. در نهایت، شاعر میگوید که باید از زندگی و ماجراهای گذران دست برنداشت.
هوش مصنوعی: شما در مجالس با افراد غریبه شراب نوشیدی و به طور مداوم با دیگران گذراندید، و به نحو مداوم لیوان شراب را پر کردید.
هوش مصنوعی: از دست ساقی در شرق دو جام قرمز بگیر، زیرا از خاک تو صداهای شاداب و پرشور مستانه به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: دلی که به شدت درگیر خواستهها و آرزوهاست، مانند پروانهای میسوزد که پیوسته به شعله نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: با اشکهایی که در صبح زندگی ریخته میشود، طراوت و شادابی به وجود میآید، اما زندگی تو به خاطر نریختن دانههای خوب، ویران میشود.
هوش مصنوعی: بگو که جام را بچرخان و از شلوغیها و زندگی غربی کمتر بگو، زیرا هزاران کاروان از این ویرانه عبور کردند و هنوز ادامه دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.