گنجور

 
 
عطار

آنها که درین درد مرا میبینند

در درد و دریغای منِ مسکینند

چون یک سر موی از تو خبر نیست رواست

گر هر موئی به ماتمی بنشینند

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
طالب آملی

احباب نشاط و بیدلان غم بینند

این جوهریان گوهر هم بگزینند

گر خون من و عیش کنی در یک جام

فوج رشحات دامن از غم چینند

حزین لاهیجی

ابنای زمانه، لولیان آیینند

مدخوله روزگار، بی کابینند

ابلیس بود عامل و تلبیس، رئیس

در دهکده ای که خواجه تاشان اینند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه