ز میخانه دگربار این چه بویست
دگربار این چه شور و گفت و گویست
جهان بگرفت ارواح مجرد
زمین و آسمان پرهای و هویست
بیا ای عشق این می از چه خمست
اشارت کن خرابات از چه سویست
چه میگویم اشارت چیست کاین جا
نگنجد فکرتی کان همچو مویست
نیاید در نظر آن سر یک تو
که در فکر آنچ آید چارتویست
چو ز اندیشه به گفت آید چه گویم
که خانه کنده و رسوای کویست
ز رسوایی به بحر دل رود باز
که دل بحرست و گفتنها چو جویست
خزینه دار گوهر بحر بدخوست
که آب جو و چه تن جامه شویست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی معنا و حقیقت در دنیای عشق و میپردازد. او از بویی که به تازگی از میخانه برمیخیزد و شوری که در فضا نسخه میشود، صحبت میکند و از وجود ارواح مجرد در جهان یاد میکند. در بیان عشق، او از خمرهای سخن میگوید که به دنبال نشانهای از خراباتی است و از ناتوانی فکر بشر در درک عمق این عشق و حال و هوای آن مینالد. شاعر سپس به رسواییهای عشق و تاثیر آن بر دل میپردازد، و در نهایت به این میرسد که گنجینه وجود عشق در حقیقت، با درد و رنج و شستوشوی روح انسان در ارتباط است.
هوش مصنوعی: از میخانه، دوباره این چه بوی خوشی بلند شده است؟ و دوباره این چه هیجان و گفتگوهای شادابی به راه افتاده است؟
هوش مصنوعی: جهان پر از ارواحی است که از حالت مادی خارج شدهاند و زمین و آسمان مملو از شوق و آوازهای شاداب است.
هوش مصنوعی: عشق، بیا و به من بگو این می (شراب) که از کدامین خم (محل یا منبع) است و خرابات (محل خراباتیها) از کدام سو خواهد بود.
هوش مصنوعی: من دارم میگویم که اشاره به چه چیزیست، زیرا چنین مفهومی در اینجا نمیگنجد و نمیتوان آن را با فکر درک کرد؛ این از پیچیدگی و ظرافتی به مانند موست.
هوش مصنوعی: تصویری که از تو در ذهنم دارم، به قدری فراتر از تصورات و افکار روزمره است که نمیتوانم در موردش فکر کنم یا آن را بیان کنم.
هوش مصنوعی: وقتی از فکر و اندیشه چیزی به زبان آورم، چه بگویم که حال من به گونهای است که مانند کسی شدهام که از خانهاش بیرون رانده شده و در محله رسواست.
هوش مصنوعی: از رسوایی، دل دوباره به عمق خود بازمیگردد، چون دل مانند دریا است و گفتنها مانند جویها هستند که از آن سرچشمه میگیرند.
هوش مصنوعی: خزانهدار گوهری که در دریا (دل) است، آدمی بدخلق و بدرفتار است، زیرا آب جوی، حالت شستشو و پاکی را ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گل گورابی ارچه ماهرویست
به خواری پیش تو چون خاک کویست
دو عالم قدرت بیچون اویست
درون جانها در گفت و گویست
خدایا تا گیاها سبز رویست
خضر در باغ و سبزه چشمه جویست
دوچشمش گفت: «کابرو فتنه جویست
حقیقت کج نشین و راست گویست.»
دو مژگان گفت:«با فایز حذر کن
که خنجر دست ترک تندخویست»
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.