تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما
ما چارهگریم و عشق بیچاره ما
جان کیست کمینه طفل گهوارهٔ ما
دل کیست یکی غریب آوارهٔ ما
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما
ما چارهگریم و عشق بیچاره ما
جان کیست کمینه طفل گهوارهٔ ما
دل کیست یکی غریب آوارهٔ ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر از معشوق میخواهد که از دور ناظر او نباشد و به او نزدیکتر شود. او اشاره میکند که در حالی که عاشق دچار حسرتی عمیق است، جان و دلش همچون کودکی در گهواره و غریباند. احساس جدایی و نیاز به وصال در این ابیات به وضوح حس میشود و بیانگر احساسات عمیق عاشقانه است.
هوش مصنوعی: چقدر باید از دور ما را تماشا کنی؟ ما در پی راهحلهایی هستیم و عشق ما در حال نابودی است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که جان و دل انسان، به ویژه آن که همچون یک بچه در گهواره است، چگونه میتواند همچون یک غریبه و آواره احساس تنهایی و بیپناهی کند. این تعبیر نمادی از احساسات عمیق انسانی و آسیبپذیری در برابر جهان خارجی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یا رب ز کرم دری برویم بگشا
راهی که درو نجات باشد بنما
مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم
جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما
سألتک بل اوصیک ان مت فاکتبی
علی لوح قبری کان هذا تیما متیماً
لعل شیخاً عارفاً سنن الهوی
یمر علی قبر الغریب فسلما
الیس عجیباً انهن قتلتنی
[...]
چون نیست شدی هست ببودی صنما
چون خاک شدی پاک شدی لاجرما
در هیچ صدف نیست چند دردانه ما
جای دگر نبود چو جانانه ما
هرگز دیدی حاضر و غایب یاری
در خانه خود نشسته هم خانه ی ما
تا کی کشم انتظار رویت صنما
سرگشته شدم به جستجویت صنما
در حسرت روی خوبت ای جان و جهان
گشتم ز مجاوران کویت صنما
از بس که جفا کشد دل خسته ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.