تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
در کام دلم زهری ناکام نهادستی
زلف تو نیآرامد یک ساعت و دلها را
در حلقهٔ مشکینش آرام نهادستی
از چهرهٔ خود باغی بر خاص گشادستی
وز غمزهٔ خود داغی بر عام نهادستی
در عالم حسن خود بیمنت گردونی
هم صبح نمودستی هم شام نهادستی
بر جرم مه تابان مرغان حقیقت را
هم دانه فگندستی هم دام نهادستی
در مجلس طنازی بر دست گرانجانان
از بهر سبکباری صد جام نهادستی
شوریده نمیخواندند زین بیش سنایی را
شوریده سنایی را تو نام نهادستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی محبوبش میپردازد و تاثیرات شگرف آن بر دل و جان انسانها را بیان میکند. او از زلف و چهره محبوب میگوید که هم آرامش و هم درد را به همراه دارد و با نگاه خود، عواطف متضاد را در دلها میکارد. همچنین، شاعر به قدرت محبوب در جذب و فریب اشاره میکند که با طنازی و هنر خود، زندگی را شیرین و تلخ میسازد. در پایان، او از حالتی خاص از عشق و دیوانگی سخن میگوید که به خاطر محبوبش به او نسبت داده شده است.
هوش مصنوعی: تو با قرار دادن پایههای کفر در دل اسلام، اندوه و درد را در وجود من کاشتی.
هوش مصنوعی: زلف تو هرگز آرام نمیگیرد و دلها را در حلقهٔ مشکیاش به آرامش میآورد.
هوش مصنوعی: از چهرهات زیبایی و سرسبزی به خاصین رساندهای و با ناز چشمانت زخم و آتش را بر همگان دادهای.
هوش مصنوعی: در زیبایی و کمال خود، تو نیازی به کمک و حمایت دیگران نداری، چرا که همواره صبح را روشن کردهای و شام را نیز به آرامش رساندهای.
هوش مصنوعی: در وضوح و زیبایی ماه، حقیقت به پرندهها دانه میدهد و همزمان دامهایی را نیز برپا میکند.
هوش مصنوعی: در میهمانی که پر از شوخی و لبخند است، به خاطر آرامش روحی و شادی، تو صد جام را بر دست اشخاص با دلهای سنگین قرار دادی.
هوش مصنوعی: بیش از این، سنایی را دیوانه نمیخواندند، اما تو به او نام دیوانه را عطا کردی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.