کند خاک ار به خون شنگرف گونم چرخ زنگاری
زنم نی مرد اگر خواهم ازین ...گان یاری
مرا بر خاک تن برخاره سر وز خون خورش خوشتر
که بردن در ی عزت از این ...گان خواری
درین نرمادگان مردی و زین ...گان مردم
شگفت آرم ز معجر باز غر ساران کله داری
هر آنگش ساده تر دانی چنان ...گی داند
که مفتی راه شیادی وصوفی رسم طراری
ازین ...مردم جز سگی ناید اگر آید
زگرگان پوستین دوزی و از بوزینه نجاری
اگر روید زمین مردی وبارد مردمی گردون
نخواهی دید ازین ... مردم غیر غر ساری
همی ... و ... تر بینی اگر صد ره
مر این ... رستا تا به رستاخیز بسپاری
همی ...گی کالا همی... سوداگر
فراخای جهان ... بازار است پنداری
من وز آسیب این... گان دربار آن سلطان
که بر وی سلطنت ختم است و بر سردار سرداری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از انسانها و جامعه میپردازد. او بیان میکند که بهتر است که انسان در خاک و خون غوطهور باشد تا اینکه به عزت و مقام پایین بیفتد. او تأکید میکند که در میان مردمی که به نمایندگی از خود میکنند، فقط دروغ و فریبکاری وجود دارد. به نظر او، در این جامعه هیچ حقی وجود ندارد و افراد فقط به خودخواهی و سودجویی فکر میکنند. شاعر از کیفیت انسانیت در جامعه نگران است و از خود میپرسد که آیا از این زندگی بیارزش، چیزی جز ناکامی برمیآید.
هوش مصنوعی: اگر خاک را به رنگ خون قرمز درآورم، چرخ فلک را زنگ زده میزنم و اگر بخواهم، از اینجا کسی را یاری میکنم که مرد نباشد.
هوش مصنوعی: بهتر است که من بر خاک تو خاکی شوم و سرم را به زمین بگذارم و از خون خودم بنوشم تا این که در زندگی با عزت و مقام، در میان افراد حقیر و پست قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: در این دنیای نرم و لطیف، من مردی برخوردار از ویژگیهای خاصی هستم و از اینجا میخواهم دنیایی شگفتانگیز بسازم که به میزان زیادی از ویژگیهای من ناشی میشود.
هوش مصنوعی: هر چه در فهم و درک سادهتر باشی، به همان اندازه بیشتر متوجه خواهی شد که افرادی مانند مفتی (عالمان دینی) و صوفی (عرفا) چگونه از طریق فریب و نیرنگ به مسائل روحانی و فلسفی نزدیک میشوند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که از میان این مردم، اگر کسی بیاید، به جز نقش منفی و پست، چیز دیگری نخواهد بود. مانند اینکه اگر کسی از گرگها بیاید، تنها چیزی که ارائه میدهد، پوشیدن پوست گرگ است و اگر از میمون بیاید، فقط نجاری و کارهای سطحی را انجام میدهد. این بیان به نوعی انتقاد از وضعیت اجتماعی و فرهنگی مردم است و نشاندهنده ناکارآمدی و کمبود واقعیات در رفتار آنهاست.
هوش مصنوعی: اگر در زمین مردی به دنیا بیاید و مردمی در آسمان وجود داشته باشند، دیگر نخواهی دید که مردم غیر از نتایج غم و اندوه را تجربه کنند.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا با پاکی و صداقت زندگی کنی، میتوانی به راحتی به حقیقت و رستگاری دست یابی و حتی در روز رستاخیز به آنچه که جمع کردهای و باید بسپاری، به خوبی برسید.
هوش مصنوعی: در این دنیا، تجارت و خرید و فروش کالاها به اندازهای رونق دارد که به نظر میرسد بازار جهانی بسیار وسیع و پررونق است.
هوش مصنوعی: من از آسیبها و مشکلات این درباری که بر فرمانروای آن سلطنت پایان یافته و بر سردار کشور فرمانروایی میکند، رنج میبرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امیرا! تو به هر خوبی و نیکویی سزاواری
ازیرا خوب کرداری چنان چون خوب دیداری
توان گفتن ترا کاندر جهان فردی و بی یاری
به دانایی و بینایی و بیداری و هشیاری
حدیث ملک و کار عالم و شغل جهانداری
[...]
ز بوی باد آزاری ز نقش ابر نیسانی
نه پندارم که با بستان بهشت عدن یاد آری
شده کافور مینائی براغ از صنع یزدانی
شده دینار مرجانی بباغ از فعل داداری
گل و شمشاد دیداری ترنج و نار پنهانی
[...]
زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری
به عونش کرده مدتها جهانداران جهانداری
مجیر دولت و دنیا و اندر دیدهٔ دولت
ز رای تست بینایی ز بخت تست بیداری
جهان مهر و کینت وجه ساز نعمت و محنت
[...]
جهان از برف پر کافور قیصوریست پنداری
بیاور باده روشن که شد روی هوا تاری
نه به زین موسمی باشد ز بهر عیش و میخواری
نه سلطان ارسلان دارد نظیری در جهانداری
تو را تا سر بود برجا کجا داری کله داری
که شمع از بی سری یابد کلاه از نور جباری
سر یک موی سر مفراز و سر در باز و سر بر نه
اگر پیش سر اندازان سزای تن، سری داری
چو بار آمد سر یحیی سرش بر تیرگی ماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.