صوفی یکی... به و زاهد از او.. به تر
این مسلمی...خشک آن کافری... به تر
... اند این مردمان یعنی زنان مردمان
وان کز پی اینان چمد زینان همه... تر
گیتی و هرچ اندر بوی بی برگ نخلی سست پی
بیخش همه... بن شاخش همه... بر
دانی که کبود آسمان وین خاک و شغل هردوان
این افعی... خور و آن اعمی ... گر
با واعظ بسیار گو کی مکنت گفت آورم
من گوش و آن... لب من لال و این ...کر
با شیخ وصوفی مر مرا حرف است کآمیزش فتد
من مردم این... سگ من آدم این...خر
بومی است امکان شوم پی بر کنگره بام وجود
... به سر ...به دم ...به پا... به پر
در مرد اگر... ای آمد خری او را بدل
رامش مکن انده مخور این خربه آن...در
ای ناصح ای... چند از ترک می سردار را
پاس زبان و گوش کن کت پخ یمه ... لر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به مقایسه صوفی و زاهد میپردازد و به نوعی انتقاد نسبت به هر دو دارد. او به مردمان و زنان اشاره میکند و از بیثباتی دنیا و ناپایدار بودن آن صحبت میکند. شاعر به تفاوت آدمها و ناتوانی در فهم عمیق حقیقت اشاره میکند و بیان میکند که سخنان واعظان و مشایخ برای او بیمعناست. او به نوعی حس ناامیدی و درک نادرست از وجود انسانی را به تصویر میکشد و به نفس بشری و آسیبپذیری آن پرداخته است. در نهایت، شاعر به نصیحتکنندگان و سخنان آنها میتازد و بر اهمیت فهم عمیقتر زندگی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: در این مصراع میگوید که گاهی افراد مذهبی که به ظاهر دیندار هستند، ممکن است در باطن خود چیزهای ناپسند داشته باشند، در حالی که ممکن است فردی که به نظر میرسد بیدین یا کافر است، در اصل دارای خلق و خوی بهتر و سجایای اخلاقی بیشتری باشد. بنابراین، گاه اهمیت انسانیت و رفتار بهتر از ظاهر و عنوانهای مذهبی بیشتر است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این جمعیت که زنانی از مردان هستند، به دنبال آنها همانند دیگران در حال حرکت و تلاش هستند.
هوش مصنوعی: دنیا و هر چیزی که در آن هست مانند درختی است که بدون برگ و ریشه سست و ناپایدار است. همه چیز باید به شاخهاش وابسته باشد.
هوش مصنوعی: میدانی که آسمان کبود و این خاک و زمین هر دوی آنها مانند یک افعی میباشند و گاه به شدت خطرناک هستند.
هوش مصنوعی: با سخنران و موعظهخوان بسیار صحبت کن که من از معارف و آموزشهایی که میگوید، بهرهمند شوم. اما به رغم این، من هم گوشم ناشنواست و هم زبانم بیصداست.
هوش مصنوعی: با عارف و زاهد گفتگو میکنم، چون آنها انسانهای عجیبی هستند. من با آنها مانند یک سگ و یک الاغ رفتار نمیکنم، بلکه در ماهیت خود، انسانی با ویژگیهای خاص هستم.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که فرد به طور طبیعی و ذاتی تا آنجا که ممکن است به وجود خودش وابسته است. او میتواند در هر قسمت از وجودش، چه در سر، چه در پایینه یا به شکل کلی، خود را بیان کند. این بیان به نوعی نشان دهنده ی تنوع و گوناگونی موجود در وجود فرد است.
هوش مصنوعی: اگر در مردی نشانی از نداشته باشی، نگران نباش. او را به آرامش تبدیل کن و اندوه نخور. این شخص همانند یک خر است که در این موقعیت، تغییر زیادی نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: ای راهنمای خوب، چرا از شراب دست میکشی؟ به سخن و شنیدن از من توجه کن و نمیخواهم چیزی بگویم که تو را رنجیده خاطر کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم تو خورشید و قمر گنج تو پر در و گهر
جود تو هنگام سحر هم بر خضر هم بر شجر
ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیر
از سر برون کن سرکشی امروز با ما باده خور
زین بادهٔ چون ارغوان پر کن سبک رطل گران
با ما خور ای جان جهان با ما خور ای بدر پدر
ای خوش لب شیرین زبان خوش خوش در آ اندر میان
[...]
خط نگار ترک من چون طوق قمری بر قمر
یا چون قطار مور بر گرد قمر بسته کمر
وان زلفق پرچین و شکن خمیده چون پشت شمن
بر روی آن سرو چمن ژولیده مو افروز بر
خط بدیع آیین اووان زلف مشک آگین او
[...]
افدیک یا خیر البشر، ای تاج عالم بلکه سر
چونت فتاد اینجا گذر، این المقام ایش الخبر
چون گفت شرعت طرقوا، شاها بمیدان شو زکو
از دوستان بربای کاو، از دشمنان بردار سر
نو کن روش را داستان، بشکن طلسم باستان
[...]
ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
تا سینهها روشن شود افزون شود نور نظر
کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده
تا جسم گردد همچو جان تا شب شود همچون سحر
چون خواب را درهم زدی درده شراب ایزدی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.