اگر اینست اکنون قدر رفعت آشنایش را
ز چرخ آید به شاگردی مسیحا پاسبانش را!
به روی صفحه هردم از نی کلکم شکر ریزد
به هنگام رقم گر در قلم آرم زبانش را!
به مضمون میانش گر کمر بندم ز مو لیکن
خلل از سایه مو میرسد موی میانش را!
نخندد غنچه در گلشن ز حسرت خون دل گردد
اگر در باغ ناگه بشنود وصف دهانش را!
بود درس خط او بیاشارات لبش مشکل
که باشد ترجمان دیگری مر ترجمانش را!
جهانی بسمل داغ خدنگ او بود لیکن
نشانی جز دل من کی بود تیر کمانش را؟!
نباشد هیچ ممکن بوالهوس را ذرهای مهرش
که میباشد اثر از سایه عنقا نشانش را!
مکن جز آه بلبل شعله شمع دلیل خود
که غیر از ناله کی گیرد درین راه کس عنانش را؟!
شود در باغ آخر طوق قمری پایبند غم
گر آزادی همین باشد قد سرو روانش را!
خوشا طغرل ازین یک مصرع بیدل که میگوید
که یا رب مهربان گردان دل نامهربانش را!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و توصیف محبت و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر از احساسات عمیق و درد دل خود نسبت به معشوق میگوید و به چالشهایی که برای بیان این عشق دارد، اشاره میکند. او به نقش عواطف و تأثیرات عشق بر زندگیاش میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که گاهی هر چه تلاش کند، نمیتواند به درستی احساساتش را منتقل کند. در انتها، شاعر آرزو میکند که خداوند دل معشوقش را که در ظاهر سخت به نظر میرسد، نرم کند. در کل، شعر تعبیر عمیقی از عشق، حسرت و امید است.
هوش مصنوعی: اگر چنین است، پس هماکنون باید ارزش و مقام آشنای او را از آسمان و از مسیحی که نگهبانش است، فرا بگیریم!
هوش مصنوعی: هر بار که قلمان را قلمی میکنم، از نی به جاری میآید و شکر و نیکی میافشاند، اگر زبانش را به هنگام نوشتن به کار گیرم!
هوش مصنوعی: اگرچه من رشتهای از موی او را به کمر بزنم، اما با این حال، سایه آن مو همچنان به من آسیب میزند.
هوش مصنوعی: غنچه در باغ به خاطر حسرتی که در دل دارد نمیتواند بخندد، اگر ناگهان بشنود که کسی از زیبایی و لذت دهان او صحبت میکند.
هوش مصنوعی: هنر نوشتن او به گونهای است که بدون اشاره به لبانش، دیگران نمیتوانند معنای آن را به درستی درک کنند.
هوش مصنوعی: در این جهان، اثر تیر و کمان او بر دلهای مردم بسیار عمیق و ویرانگر است، اما فقط دل من نشانهای از آن تیراندازی است.
هوش مصنوعی: هیچگونه تأثیری از محبت در دل کسی که پر از هوس است وجود ندارد، حتی اگر نشانی از عشق در وجودش دیده شود.
هوش مصنوعی: جز آه بلبل و شعله شمع، هیچ نشانی از خود نداشته باش. در این مسیر، کسی جز ناله تو را درک نخواهد کرد و هیچکس قادر به هدایت مسیر خود نیست.
هوش مصنوعی: در باغِ پایانی، اگر کمر طوق قمری به غم بسته شود، آیا همین آزادی کافی است، در حالی که قامتِ بلند او همچنان روان و آزاد است؟
هوش مصنوعی: چه خوب است که طغرل با این یک بیت از بیدل میگوید: پروردگارا، دل کسی که مهربانی نمیکند را به مهربانی مبدل کن!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زبان حال عاشق گر دعایی دارد این دارد
که یارب مهربانگردان دل نامهربانش را
همین شعر » بیت ۱۰
خوشا طغرل ازین یک مصرع بیدل که میگوید
که یا رب مهربان گردان دل نامهربانش را!
مرا توفیق ده یا رب که بوسم آستانش را
کشم در چشم خود خاک کف پای سگانش را
غبار از دل به مژگان روبم و بینم نشانش را
به آب دیده شویم خاک و جویم آستانش را
ز مستیهای شوق آن بلبل شوریدهاحوالم
که نشناسد اگر صدبار بیند آشیانش را
اثر میکرد گاهی نالهام، از بس که نالیدم
[...]
گرفتم آن که شب در خواب کردم پاسبانش را
ادب کی می گذارد تا ببوسم آستانش را
صبا از کوی لیلی گر وزد بر تربت مجنون
کند آتشفشان چون شمع، مغزِ استخوانش را
برآمد جان ز تن ، وان زلف می جوید چنان مرغی
[...]
از آن تیغی که آبش شست جرم کشتگانش را
ربودم دلنشین زخمی که میبوسم دهانش را
جنونم میبرد تنها به سیر آن بیابانی
که نبود ایمنی از رهروان ریگ روانش را
چمن کی گلبنی آرد به آب و رنگ رخسارت
[...]
چه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش را
کنم شیرازه اوراق دل، موی میانش را
کیم من تا وصال گل به گرد خاطرم گردد؟
مرا این بس که گرد سر بگردم باغبانش را
کنار حسرتی از طوق قمری تنگتر دارم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.