گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳ - ستاره صبح

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزد

سپاه شب به هزیمت چو دود بگریزد

عروس خاوری از پرده برنیامده چرخ

همه جواهر انجم به پای او ریزد

بجز زمرد رخشنده ستاره صبح

که طوق سازد و بر طاق نصرت آویزد

شب فراق چه پرویزنی بود گردون

که ماهتاب به جز گرد غم نمی بیزد

به جان شکوفه صبح وصال را نازم

که غنچه دل ازو بشکفد به نام ایزد

متاع دلبری و حال دل سپردن نیست

وگرنه پیر از عاشقی نپرهیزد

تو شهریار به بخت و نصیب شو تسلیم

که مرد راه به بخت و نصیب نستیزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عماد نوشته:

در مصرع دوم بیت ششم وزن رعایت نشده است. بنظر میرسد پس از کلمه ی پیر یک کلمه ی دیگر بوده که ثبت نشده است. البته جاهای زیادی این شعر به این صورت دیده شده، که درهرصورت این اشتباه وزنی را توجیه نمیکند. تقاضا دارم پس از بررسی اصلاح نمایید.
تلاشتان را تحسین میکنم.

سیمین نوشته:

اصلاح مصرع دوم بیت ششم :

وگرنه پیر “هم” از عاشقی نپرهیزد

که وزن رعایت خواهد شد . بنده به کناب مجموعه اشعار شاعر مراجعه کردم .

سیمین نوشته:

یا مراجعه به کتاب ” مجموعه اشعار” شاعر مصرع دوم بیت ششم را این گونه اصلاح می کنم :

وگرنه پیر ” هم ” از عاشقی نپرهیزد .

parham نوشته:

salam
mamnon

Mir Mohammad Ali Talpur نوشته:

The Most Valuable site for Persian Poetry.

کانال رسمی گنجور در تلگرام