ندارم فرصت از شوق گرفتاری تماشا را
مکن تعجیل صیاد اینقدر خون ریزی ما را
درین سودا چه سود اندرز من کز فرط حیرانی
نیابم فرق پای از سر که دانم زشت و زیبا را
به کفر و دین مفرما دعوت از عشقم که می ندهم
به صد تسبیح و زنار آن سر زلف چلیپا را
به نامیزد بتی شیرین که یکدم با دو نوشین لب
شفا بخشد ز صد عالم مرض چندین مسیحا را
چو در فردوس بخرامی بدین بالا عجب نبود
اگر با تیشه ی غیرت کنند از ریشه طوبی را
به جنت گر در آرندت بدین طلعت یقین دارم
که رضوان در حجاب شرم پوشد روی حورا را
بر او چون تو دختی رشک حورالعین خدا داند
که بر دوش بنی آدم چه منتهاست حوا را
ز شرم چشم گیرا بت مرارت ماند بر باده
ز رشک لعل سیرابت حلاوت رفت حلوا را
صفایی صبرم از دیدار مه رویان چه فرمایی
که نتوان دوخت چشم از دیدن خورشید حربا را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و زیبایی سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر حسهای عمیق خود قرار دارد. او از فرصتی که برای تماشا و لذت از عشق دارد، سخن میگوید و از صیاد (معشوق) میخواهد که در این مسأله با او مدارا کند. شاعر به چالشهای عشق و ناتوانیاش در تشخیص زیبایی و زشتی اشاره میکند و از دعوت به کفر و دین به خاطر عشقش خودداری میکند. او زیبایی معشوق را با پدیدههای مقدس و الهی مقایسه میکند و به شیرینی وجود او اشاره دارد. در نهایت، شاعر از شرم و حیرت خود در برابر زیبایی و جذابیت معشوق میگوید و بیان میکند که دیدن او همچون نور خورشید برایش غیرقابل کنترل است. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و زیباییشناسی پرداخته و به تضادهای عشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: وقت ندارم، به خاطر شوق و علاقهام به تماشا، عجله نکن صیاد! اینقدر برای ما خونریزی نکن.
هوش مصنوعی: در این احساس و کلافگی چه فایدهای دارد که نصیحتهایم را گوش کنم، چون از شدت گیجی نمیتوانم تفاوت بین خوب و بد را تشخیص دهم.
هوش مصنوعی: عشق من آنقدر ارزشمند است که نمیتوانم آن را فدای عقاید مختلف کنم. حتی اگر به من هزار بار تسبیح و دین ارائه دهند، باز هم نمیتوانم از زیبایی و جذابیت آن سر زلف چشمنواز محبوبم دست بکشم.
هوش مصنوعی: در محفل، بتی خوشصدا و دلنشین وجود دارد که با لبان شیرینش، قادر است از هزاران ناروایی و بیماری، شفاخواری برساند. این بت به نوعی مانند مسیحایی است که دردها و رنجهای بسیاری را درمان میکند.
هوش مصنوعی: اگر در بهشت و زیباییهای آن خوش بگذرانیم، شگفتیای ندارد اگر کسانی با غیرت و تعصب، درخت طوبی را از ریشه بزنند.
هوش مصنوعی: اگر تو را به بهشت ببرند، با چنین چهرهای که داری، مطمئنم که فرشته رضوان از شرم چهره حوریه را میپوشاند.
هوش مصنوعی: خدا میداند که چه لطف و اهمیتی بر دوش انسانها وجود دارد، به ویژه در مورد تو که به زیبایی و جذابیت حوریان بهشتی میمانی.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چشمان آن معشوق، احساس درد و آهستهای در دل ایجاد شده و شراب دیگری نیز به خاطر خشم و حسادت به رنگ لعل او، تلخیاش را از دست داده و حلاوت آن حلوا نیز فراموش شده است.
هوش مصنوعی: صبر من از دیدن چهرههای زیبا چه بگویم وقتی که نمیتوانم چشم از دیدن تابش خورشید بردارم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زر افشانید بر پیلان جرسهای مدارا را
برآرید آن فریدون فر درفش چرخ بالا را
زمین از سنبل و سوسن شده پر عنبر سارا
ز گلنار و گل و خیری شده یاقوت گون خارا
زهی از امر و نهی تو نظامی دین دنیا را
خهی ! از حل و عقد تو قوامی مجد علیا را
ثبات هضم تو داده سکون میدان عغبر را
نظام تو کرده روان ایوان خضرا را
کف تو شاه راهی در سخا بسیار و اندک را
[...]
ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را
منم ای برق رام تو برای صید و دام تو
گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را
چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره
[...]
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.