میسر نیست آزادی ز تنها غیر تنها را
پس از تنها به تنهایی نزیبد سر زنش ما را
پس از پیر و جوان در خانقه زرق و ریا دیدم
به پیری لاجرم بر کعبه بگزیدم کلیسا را
ز خضر راه رو گردان بر گمرهان واثق
به خر کردند تبدیل از خری آخر مسیحا را
خدا مفتیم محشور خواهد گر بدان آیین
به تسبیح چنو مسلم دهم زنار ترسا را
مسلمان خوانم ار دانم مساوی محض نادانی
به صوت پند ناصح بانگ ناقوس نصارا را
دلم ز الحاد این اسلام دعوی کافران خون شد
به نفی غم بیا ساقی که ناچاریم صهبا را
ز دستم باده تا برده هان از پای ننشینی
مده زنهار جام از کف منه بر طاق مینا را
از این روهای دیو آسا دمی دیدی برآسایم
مدار امشب دریغ از می مباف اندیشه فردا را
صفایی اهل صدق آسوده جان نایند تا یکدل
بدین دونان بی دین وانیگذارند دنیا را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی مفاهیم آزادی، تنهایی و دین میپردازد. او میگوید که آزادی واقعی تنها از طریق ارتباط و همراهی با دیگران میسر نیست و تنها بودن نمیتواند ما را راضی کند. شاعر از ریاکاری در خانقهها و نفاق در میان پیر و جوان خسته است و به همین دلیل به مقدساتی چون کعبه و کلیسا روی آورده است. او بیان میکند که در این دنیای پر از نفاق، حتی اگر خداوند روزی محشور کند، بر اساس ظاهرِ جامعه و ایمانهای مختلف، مسلمان و مسیحی یکسان به نظر میرسند.
شاعر از الحاد و بیدینی در اسلام ناراحت است و از ساقی میخواهد که او را با می پر کند تا از غمهایش رهایی یابد و از اندیشیدن به آینده عبور کند. در نهایت، او به صداقت و حسن نیت در جمع مینگرد و از دنیا و بیدینی مینالد و میخواهد از این دنیای پرآشوب فرار کند.
هوش مصنوعی: آزادی به آسانی به دست نمیآید و تنها بودن برای کسی که در کنار دیگران نیست، مناسب نیست. بنابراین، باید به تنهایی و به سادگی با چالشها مقابله کرد.
هوش مصنوعی: بعد از دیدن افراد مختلف در خانقاه که به ظاهر و ریا مشغول بودند، به این نتیجه رسیدم که نمیخواهم به سن و سالی وابسته باشم و در نهایت تصمیم گرفتم که کعبه را به کلیسا ترجیح دهم.
هوش مصنوعی: خضر، راه را برای گمراهان تغییر میدهد و آنها را به حالتی دیگر در میآورد، به گونهای که در پایان، مسیحا را به خری تبدیل میکند.
هوش مصنوعی: اگر خداوند بخواهد، ما را در روز قیامت جمع خواهد کرد. اگر کسی با صداقت و نیت خالص تسبیح و دعا کند، به او نیز مانند یک مسلمان ارزش و جایگاه داده میشود، حتی اگر پیرو دین متفاوتی باشد.
هوش مصنوعی: اگر بدانم که مسلمانان واقعی هیچ تفاوتی با نادانی ندارند، با نغمهی نصیحتکنندگان و صدای زنگ کلیسا، آنها را مسلمان میخوانم.
هوش مصنوعی: دل من از بیدینی و ناامیدی در این اسلام به جایی رسیده که به کفر و بیخودی دچار شده است. بیا ای ساقی، به خاطر مشکلات و غمهایی که داریم، ما ناچاریم تا از نوشیدنی خوشمزهای بنوشیم.
هوش مصنوعی: از دستم باده گرفته، پس از این بنده برنگشته و امیدوارم که از من دور نرفتی. خواهش میکنم که جام را از من نگیری و مینا را برجا بگذاری.
هوش مصنوعی: امشب از نگرانیهای فردا دور شو و لحظه را غنیمت بشمار. اگرچه ممکن است دچار ناامیدیهای دیو مانند شویم، اما باید از این لحظه لذت ببریم و به نوشیدن می بپردازیم.
هوش مصنوعی: افراد پاک و صادق هیچگاه آرامش خود را از دست نمیدهند، زیرا نمیخواهند به خاطر یک دل با افرادی بیايمان و ناپاک، دنیا را رها کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زر افشانید بر پیلان جرسهای مدارا را
برآرید آن فریدون فر درفش چرخ بالا را
زمین از سنبل و سوسن شده پر عنبر سارا
ز گلنار و گل و خیری شده یاقوت گون خارا
زهی از امر و نهی تو نظامی دین دنیا را
خهی ! از حل و عقد تو قوامی مجد علیا را
ثبات هضم تو داده سکون میدان عغبر را
نظام تو کرده روان ایوان خضرا را
کف تو شاه راهی در سخا بسیار و اندک را
[...]
ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را
منم ای برق رام تو برای صید و دام تو
گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را
چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره
[...]
ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را
علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدا را
گرت پروای غمگینان نخواهد بود و مسکینان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.