گنجور

غزل ۴۵

 
سعدی
سعدی » مواعظ » غزلیات
 

ما امید از طاعت و چشم از ثواب افکنده‌ایم

سایهٔ سیمرغ همت بر خراب افکنده‌ایم

گر به طوفان می‌سپارد یا به ساحل می‌برد

دل به دریا و سپر بر روی آب افکنده‌ایم

محتسب گر فاسقان را نهی منکر می‌کند

گو بیا کز روی مستوری نقاب افکنده‌ایم

عارف اندر چرخ و صوفی در سماع آورده‌ایم

شاهد اندر رقص و افیون در شراب افکنده‌ایم

هیچکس بی‌دامنی تر نیست لیکن پیش خلق

باز می‌پوشند و ما بر آفتاب افکنده‌ایم

سعدیا پرهیزگاران خودپرستی می‌کنند

ما دهل در گردن و خر در خلاف افکنده‌ایم

رستمی باید که پیشانی کند با دیو نفس

گر برو غالب شویم افراسیاب افکنده‌ایم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین نوشته:

با سلام، در بیت ششم این غزل، مصراع دوم باید اینگونه اصلاح شود:
ما دهل در گردن و خر در خلاب افکنده ایم

واژه خلاف در اینجا هم وزن و هم معنی را به هم میریزد.

خلاب: گل و لای به هم آمیخته و زمین باتلاقی که پای آدمی و چهارپا در آن بماند.

خر در خلاب افکندن یا خر در خلاب راندن :
کنایه از انجام دادن کارهای بیهوده ای است که احتمال ضرر داشته باشند.
با تشکر از سایت خوبتان.

ویرایش جدید ساغر