فلک با بخت من دائم به کین است
که با من بخت و دوران هم به کین است
گهم خواند جهان گاهی براند
جهان گاهی چنان گاهی چنین است
که میداند که خشت هر سرایی
کدامین سروقد نازنین است
ز خاک شاهدی روییده باشد
به هر بستان که برگ یاسمین است
وفایی گر نمییابی ز یاری
مده دل گر نگارستان چین است
وفاداری مجوی از دهر خونخوار
وفایی از کسی جو که امین است
ندارد سعدیا دنیا وقاری
به نزد آن کسی کاو راه بین است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تلخیهای زندگی و نامهربانیهای روزگار سخن میگوید. او احساس میکند که بختش همیشه به او کینه دارد و در غم و شادی، دنیا به او وفا نمیکند. شاعر به یاد میآورد که نمیتوان از دهر انتظار وفاداری داشت و بجاست به دنبال وفا از کسانی بود که امین هستند. او در نهایت به یاس از دنیا میرسد و بر این باور است که فقط کسانی که بینش عمیق دارند، ارزش واقعی زندگی را میفهمند.
هوش مصنوعی: فلک (آسمان یا سرنوشت) همیشه با من دشمنی دارد، چون بخت و زمانه نیز در حال جنگ و دشمنی با من هستند.
هوش مصنوعی: دنیا گاهی خوشحالکننده و مثبت است و گاهی ناراحتکننده و منفی؛ در واقع هیجانها و حالات زندگی همیشه در نوسان است.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که هر ساختمان بر اساس چه معیاری برگزیده شده و کدام جوان خوشصورت و زیبا در آن جا دارد.
هوش مصنوعی: شاید در هر باغی گلی زیبا به نام یاسمین وجود داشته باشد که از خاکی که در آن جوانه زده، بهعنوان شاهدی بر زیباییاش رشد کرده است.
هوش مصنوعی: اگر از دوست و یاری خود وفاداری و صداقتی نمییابی، دل خود را به او نسپار، چرا که زیباییهای دوست تنها ظاهری و فریبنده است.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که از دنیا و زمانهای که بیرحم و خائن است، نباید انتظار وفاداری و صداقت داشت. تنها میتوان به کسی که به راستی مورد اعتماد و امانتدار است، وفای واقعی را جستجو کرد.
هوش مصنوعی: دنیا در نظر سعدی، ارزش و اعتبار ندارد، زیرا کسی که راه و حقیقت را میشناسد و به درستی هدایت میشود، از این دنیا و اعتبار آن بینیاز است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گُلت چون نیمپژمرده چنینست،
سزاوارِ هزاران آفرینست.
بزینت باغ چون خلد برینست
ریاحین اندرو چون حور عینست
نثار آسمان لؤلوی لالاست
شعار بوستان دیبای چینست
خمیده همچو خاتم شاخ گلبن
[...]
ولی آن چیز کان حق الیقینست
بنتوان گفت خاموشیم ازینست
بهار ار چه بهشتی راسیتنست
دل رنجور او با ما به کینست
ز باغ و نو بهار آنرا چه حاصل
که سرو و سوسنش زیر زمینست؟
گلین اندام او را حال چونست
[...]
چراغ جمله عالم عقل و دینست
تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.