چون خراباتی نباشد زاهدی؟
کهش به شب از در درآید شاهدی
محتسب گو تا ببیند روی دوست
همچو محرابی و من چون عابدی
چون من آب زندگانی یافتم
غم نباشد گر بمیرد حاسدی
آنچه ما را در دل است از سوز عشق
مینشاید گفت با هر باردی
دوستان گیرند و دلداران ولیک
مهربان نشناسد الا واحدی
از تو روحانیترم در پیش دل
نگذرد شبهای خلوت واردی
خانهای در کوی درویشان بگیر
تا نماند در محلت زاهدی
گر دلی داری و دلبندیت نیست
پس چه فرق از ناطقی تا جامدی؟
گر به خدمت قائمی خواهی، منم
ور نمیخواهی، به حسرت قاعدی
سعدیا گر روزگارت میکُشد
گو بکُش بر دست سیمینساعدی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد زاهدان و محتسبان میپردازد که از عشق واقعی و سوز دل ناآگاهند و به ظواهر دینی میپردازند. او اظهار میکند که در دنیای عشق و معشوق، غم حاسدان بیمعناست و زندگی واقعی را در وجود محبوب میبیند. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که محبت واقعی تنها به یک فرد خاص تعلق دارد و از این رو، عاطفه حقیقی در میان دوستان و دلباختگان محدود و خاص است. در نهایت، او اشاره میکند که در صورت وجود عشق کافی، نیازی به زهد و ظواهر نیست و در پی خریدن خانهای در محله درویشان میباشد تا از زاهدان دور بماند.
هوش مصنوعی: چطور ممکن است که زاهد (کسی که به زهد و رهبانیت مشهور است) در جایی از میخانه (خرابات) نباشد؟ زیرا همواره در شب، معشوق (شاهد) از در میخانه وارد میشود.
هوش مصنوعی: محتسب (بازرسان شرع) بگو که وقتی صورت دوست را میبیند، مانند محراب که محل نماز است زیباست، و من ویژگیام مانند عابدین است که در برابر آن خدا را میپرستند.
هوش مصنوعی: چون من آب حیات را پیدا کردم، دیگر غمی ندارم حتی اگر حسودان بمیرند.
تصحیح AI: آنچه در دل ما از سوز عشق وجود دارد، نمیتوان با هر دلسرد و افسردهای بیان کرد. (AI: آنچه در دل ما از درد عشق وجود دارد، نمیتوان با هر زبانی بیان کرد.)
هوش مصنوعی: دوستان و دلداران بسیاری هستند، اما تنها یک نفر است که دل مهربان را درک میکند و شایستهٔ محبت است.
هوش مصنوعی: من از تو در مقام روحانیت و معنویت بالاتر هستم، اما در دل کسی نمیتواند به آن شبهای تنهایی و خلوتی که تو تجربه کردهای، راه یابد.
هوش مصنوعی: خانهای در محلهٔ درویشان بگیر تا در محل شما زاهد یا ریاکاری باقی نماند.
هوش مصنوعی: اگر دل داری و کسی را دوست نداری، پس چه تفاوتی بین تو و موجودی بیجان وجود دارد؟
تصحیح AI: اگر به دنبال خدمتگذاری هستی که ایستاده و ثابتقدم باشد، من همانم. اما اگر نمیخواهی، من به حسرت بنشستهام. / تضاد: قائم، قاعد / (AI: اگر به دنبال کمک و پشتیبانی کسی هستی که ایستاده و ثابت قدم باشد، من همانم. اما اگر نمیخواهی، باید با حسرت زندگی کنی.)
هوش مصنوعی: سعدی، اگر روزگار تو را میکشد، پس بگذار بکشید، زیرا او بر دستهای زیبا و نازک من دست گذاشته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
زشت و نافرهخته و نابخردی
آدمی رویی و در باطن بدی
هیچ کس را در خودیّ و بیخودی
زو نصیبی نیست الا الذی
آفتابا سوی مه رویان شدی
چرخ را چون ذرهها برهم زدی
آتشی در کفر و ایمان شعله زد
چون بگستردی تو دین بیخودی
پست و بالا عشق پر شد همچو بحر
[...]
کعبه را کردم کنشت از بیخودی
وا ندانستم نکویی از بدی
نی بدی در سیرت و صورت ددی
پیش ارباب خرد نابخردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.