گنجور

غزل ۲۸۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آید

وان نه عاشق که ز معشوق به جان می‌آید

گو برو در پس زانوی سلامت بنشین

آن که از دست ملامت به فغان می‌آید

کشتی هر که در این ورطه خونخوار افتاد

نشنیدیم که دیگر به کران می‌آید

یا مسافر که در این بادیه سرگردان شد

دیگر از وی خبر و نام و نشان می‌آید

چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز

باز بر هم منه ار تیر و سنان می‌آید

عاشق آن است که بی خویشتن از ذوق سماع

پیش شمشیر بلا رقص‌کنان می‌آید

حاش لله که من از تیر بگردانم روی

گر بدانم که از آن دست و کمان می‌آید

کشته بینند و مقاتل نشناسند که کیست

کاین خدنگ از نظر خلق نهان می‌آید

اندرون با تو چنان انس گرفته‌ست مرا

که ملالم ز همه خلق جهان می‌آید

شرط عشق است که از دوست شکایت نکنند

لیکن از شوق حکایت به زبان می‌آید

سعدیا این همه فریاد تو بی دردی نیست

آتشی هست که دود از سر آن می‌آید

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا افتخاری » شب عاشقان » آن نه عشق است

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عباس مشرف رضوی نوشته:

آن نه عشقست که از دل به دهان می آید
به
آن نه عشقست که از دل به زبان می آید

(عشق به زبان می آید، نه به دهان؛ به زبان دهان معمول نیست)

پاسخ: با تشکر، نظر به این که پیشنهاد شما احتمالاً مبتنی بر نسخه‌ای غیر از نسخۀ منبع گنجور است، پیشنهاد را جهت استفادۀ علاقمندان در حاشیه نگه داشتیم.

کرم قلاوند نوشته:

نخست اینکه پاره ی دوم بیت نهم به جای «از همه» باید بنویسیم «ز همه» . چراکه بدین نویسار وزن تندرست نیست و به جای یک هجای کوتاه ، هجای بلندی می نشیند .
که ملالم ز همه خلق جهان می آید

دوم اینکه : نگاه جناب عباس مشرف رضوی چندان که از زیبایی بیت می کاهد ، چیزی بدان نمی افزاید .
در زبان گفتار ، می گویند : این حرف را دهانی نکنید ! یا دهان به دهان چرخیدن … همه نشانه های آشکار و استواری برای تندرستی «دهان» است .

پاسخ: با تشکر، به «ز همه» تصحیح شد.

kasra121 نوشته:

خیلی سخت نگیرید مهم لفاظی نیست، مهم اینه که فهم کنیم منظور جناب سعدی چیه، دهان و زبان جفتش هم قابل ذکر است.
اما با توجه به معنیی که میشه برای این بیت ذکر کرد با این مضمون که : اون چیزی که از دل به دهن میاد عشق نیست دیگه، بلله بلغم و سوداست که از دل بر میگرده تو دهن، میشه دهان رو تصدیق کرد، همینطور آقای شماره یک هم درست میفرمایند. پ زیاد به لفظ گیر ندینلطفا بچسبید به معنا سپاس و بدرود

مهدی نوشته:

متشکر از اقای قلاوند بابت تصحیح مصرع(که ملالم زهمه خلق…)

دکتر ترابی نوشته:

مطلع غزل گویا اشاره به حدیثی منسوب به پیامبر اسلام است : “آنکه عاشق شد و به زبان نیاورد شهید از جهان رفت” ( نقل به معنی)
و البته می توان بسیار چیزها به دهان آورد وبه زبان نیاورد . به گمان این کمترین زبان درست تر می نماید . والله اعلم

ن ع نوشته:

قطعا دهان صحیح است:۱- به دلیل خوش آوایی و صنعت هم صدایی که نزد حافظ و سعدی بسیار مهم است. یعنی آوردن کلماتی که با یک صدا آغاز می شوند(شب است و شاهد و شمع و شراب و..شیرینی) ۲- در شعر معمولا از تکرار کلمه در قافیه احتراز می شود. سعدی کلمه زبان را در بیت ماقبل آخر آورده است. ۳- ترکیب دل و دهان مانند ذهن و زبان و درد و درمان همه با ذوق و هنر خوش صدایی که ذاتی شعر است و شاعران در همه جا به کار می برند به وجود آمده. که به آن الیتریشن می گویند.

ایران نژاد نوشته:

قطعا دهان درست نیست، آن که با دهان رابطه دارد معده( شکنبه) است نه دل !!

کانال رسمی گنجور در تلگرام