غزل ۲۴
وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها
ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبها
وی شور تو در سرها وی سر تو در جانها
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستانها
آن را که چنین دردی از پای دراندازد
باید که فروشوید دست از همه درمانها
گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید
چون عشق حرم باشد سهلست بیابانها
هر تیر که در کیشست گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله قربانها
هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو
باید که سپر باشد پیش همه پیکانها
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
میگویم و بعد از من گویند به دورانها



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
س. ص. نوشته:
غلط املائی در بیت هفتم:
“طلب” باید “طلبت” باشد.
با تشکر.
—
پاسخ: با تشکر از شما، تصحیح شد.
mb نوشته:
beyte dovom bayad bashad: “Ta yade to oftadam” bejaye “Ba yade to oftadam” s
—
پاسخ: با تشکر، تصحیح فروغی همین است (با) و بدل هم ندارد. تغییر ندادیم.
نصرت الله حلمی نوشته:
نویسنده محترم حاشیه دوم در خصوص بیت دوم شایسته است عنایت بفرمایند که ترکیب (بایاد آمدن ) به معنای ( تا به یاد آمدن) نیست بلکه به معنای به یاد آمدن است. شاهد مثال معتبر دیگر این بیت حافظ است که میفرماید
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که مهراب به فریاد آمد
( استدعا میکنم بر لغت مهراب خرده نگیرید که بسیار کسان این را به غلط محراب می نویسند . مهراب اشاره به مهر و به معنای آئین مهر پرستی است در حالیکه محراب از لغت حرب به معنای جنگ است )