دل من فتنه شد بر یار دیگر
چه خواهی کردن، ای دل، بار دیگر؟
ندیدم در تو چندان کاردانی
که اندر پیش گیری کار دیگر
بهل، تا بر سرما پاره گردد
به نام نیک یک دستار دیگر
ازان زاری نه بیزاری، همانا
که از نو مینهی بازار دیگر
میانت را نبود آن بند غم بس؟
که میبندی بدو زنار دیگر
چنان زان رخنها نیکت نیامد
که خواهی جستن از دیوار دیگر
مرا گویی: کزین یک برخوری تو
چه برخوردم ز پنج و چار دیگر؟
چرا دلدار نو میآزمایی؟
چو دیدی جور آن دلدار دیگر
چو آسانت نشد دشوار، بنشین
چه افتادی درین دشوار دیگر؟
گرین برق آن چنان سوزد، که دیدم
که دارد طاقت دیدار دیگر؟
تو آن افسانه و افسون ندانی
کزین سوراخ گیری مار دیگر
مکن دعوی به عشق شاهدان پر
که موقوفی به این اقرار دیگر
بهل عشقی که کشتست اوحدی را
بسان اوحدی بسیار دیگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به بیان دردها و شکایتهای عاشق از فراموشی و خیانت معشوق میپردازد. شاعر به دل خود میگوید که نمیتواند بار دیگر به یار دیگری فکر کند و از بیوفایی او ناراحت است. او احساس میکند که دلش به تکرار عشقهای نافرجام گرفتار شده و از بیوفایی معشوقش به ستوه آمده است. شاعر همچنین به بیقدری و سختیهای عشق اشاره میکند و به محبوب میگوید که دیگر دلی باقی نمانده که در عشق آزمایش کند. در نهایت، او به عشق قدیمیاش اشاره میکند و میگوید که بسیاری از عاشقان نیز به این وضعیت دچار شدهاند.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر محبوب دیگری دچار آشفتگی و ناراحتی شده است، ای دل، حالا چه کاری از دستت برمیآید، دوباره؟
هوش مصنوعی: من در تو مهارت بسیاری نمیبینم که بتوانی در برابر انجام کارهای دیگر، پیشگام باشی.
هوش مصنوعی: بگذارید تا در ابتدا از سرما فرار کنیم و زمانی که نام نیک بر روی دستار دیگری قرار گرفت، به جلو برویم.
هوش مصنوعی: از گریه و زاری دوری نمیکنی، زیرا میدانی که دوباره بازار زندگی را راه میاندازی.
هوش مصنوعی: آیا این رابطهای که بین ما هست، آنقدر غمانگیز نیست که تو بخواهی خودت را به آن گره بزنی و به جای آن، زنجیری دیگر را به دور خود ببندی؟
هوش مصنوعی: چنان از رخنهها بر تو آسیب نیامد که میخواهی از دیوار دیگری رهایی بیابی.
هوش مصنوعی: تو میگویی: از این یک برخورد تو چه تأثیری بر من گذاشته، در حالی که من با پنج یا چهار چیز دیگر هم برخورد داشتهام؟
هوش مصنوعی: چرا محبوب جدیدی را امتحان میکنی؟ وقتی که با سختیها و نامهربانیهای آن محبوب قبلی آشنا شدی.
هوش مصنوعی: اگر کار آسانی برایت میسر نشد و به دشواری افتادی، بهتر است آرام بنشینی و فکر کنی چرا همچنان در این سختی به سر میبری.
هوش مصنوعی: اگر آن برق چنان بسوزد که دیدم، آیا میتواند طاقت دیدن دوباره را داشته باشد؟
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که این داستان و جادوگری به وسیلهی این سوراخ، یک مار دیگر را ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: به عشق و دلدادگی خود ادعا نکن، زیرا این موضوع به پذیرش و اعترافی که داری بستگی دارد و وابسته به شرایط دیگری است.
هوش مصنوعی: عشق و احساسی که اوحدی را تحت تأثیر قرار داده، میتواند بر دیگران نیز تأثیر بگذارد و اوحدی تنها نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا فریاد رس یک بار دیگر
که من چون تو ندارم یار دیگر
من اینک زنده، او با یار دیگر
ز مهر انگیخته بازار دیگر
بگل گفتا که رفتم بار دیگر
ز سر گیرم هم امشب کار دیگر
به حسن تو نباشد یار دیگر
درآ ای ماه خوبان بار دیگر
مرا غیر تماشای جمالت
مبادا در دو عالم کار دیگر
بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز
[...]
نبودت پیش ازین دلدار دیگر
چو دیدی بهتر از من یار دیگر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.