ای روی دلارایت آرایش زیبایی
زیباتر از این رو چیست تا خود بوی آرایی
رویی که جهانسوز است با غازه چه افروزی
زلفی که دلاویز است زآویزه چه پیرایی
ذکر تو فراغ من از مشغله ی تنها
یاد تو چراغ من در ظلمت تنهایی
هم عاشق و هم عاقل سودند بر این در سر
این سر بکف تسلیم آن بر سر خود رایی
در حسرت آن صیدم کز پافتد از تیرت
وان دست بلورین را در خون وی آلایی
حاشا که نهم گامی جز در طلب کامت
بردیم بدامن پای تا باز چه فرمایی
پایی بسرم بر نه یا تیغ بر این سر نه
تا چند توان سر برد با این سر سودایی
در حلقه ی میخواران باد است سخن واعظ
زین آب نپیمودی تا باد نپیمایی
دشمن چو ضعیف آید آنگاه حذر باید
کو وقت همی یابد وین هست توانایی
بیچاره نشاط از تو سد عقده بدل دارد
یک ره گرهی از زلف بگشای که بگشایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی معشوقش میگوید و به توصیف چهره و زلف او میپردازد. او به تأثیر یاد معشوق در زندگیاش اشاره میکند و بیان میکند که عشق و عقل در عشق به معشوق همزمان وجود دارند. شاعر در حسرت وصال معشوق است و از او میخواهد که قدمی به سوی عشق برداشته و گره از مشکلاتش بگشاید. در نهایت، شاعر از حالتی از ضعف و نیاز به عشق صحبت میکند و به ضرورت جستجوی معشوق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای چهره دلانگیز، زیباییات حقیقتاً خیرهکننده است، اما بفرما، چه چیزی میتواند از این زیبایی بیشتر جلب توجه کند که خود تو بوی عطر زیباییات را پخش کردهای؟
هوش مصنوعی: چهرهای که باعث سوز و گداز در دلهاست، با چه زیبایی میدرخشد، و آن زلفی که دلها را میرباید، با چه زیبایی تزیین شده است.
هوش مصنوعی: یاد تو باعث میشود که از دغدغههای زندگی دور شوم و در تاریکی تنهایی، تو همچون نوری برای من هستی.
هوش مصنوعی: عاشقان و عاقلان هر دو از در عشق بهرهمند هستند. اما کسانی که با تسلیم و فرمانپذیری در این راه قدم برمیدارند، به حقیقتی عمیق دست مییابند. در مقابل، کسانی که بر خودرایی و خودسری اصرار دارند، از این مسیر دور میمانند.
هوش مصنوعی: در حسرت آن شکار هستم که تیر تو آن را به زمین میزند و آن دست زیبا را در خون او بیفشانم.
هوش مصنوعی: هرگز چنین نیست که جز برای رسیدن به خواستهات قدمی بردارم. منتظر هستم تا ببینم تو چه دستوری میدهی.
هوش مصنوعی: ای کاش پای تو بر سرم باشد یا این تیغ بر سرم فرود آید، تا چه زمانی میتوانم با این سر دیوانه زندگی کنم؟
هوش مصنوعی: در جمع کسانی که مینوشند، صحبت واعظ بیفایده است، چون اگر از این آب ننوشی، به سمت باد نخواهی رفت.
هوش مصنوعی: وقتی که دشمن ضعیف شود، باید احتیاط کرد، زیرا در این مواقع او به فرصتی برای جبران و تقویت خود دست پیدا میکند و این قدرت او را افزایش میدهد.
هوش مصنوعی: بیچاره نشاط، به خاطر تو در حال ناراحتی و اضطراب است. یک بار با گشودن گرهای از موی خود، او را خوشحال کن تا آرامش یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش از سر بیهوشی و ز غایت خودرایی
رفتم گذری کردم بر یار ز شیدایی
قلاش و قلندرسان رفتم به در جانان
حلقه بزدم گفتا نه مرد در مایی
گفتم که مرا بنما دیدار که تا بینم
[...]
با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی
زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی
تا تو نشوی رسوا آن سر نشود پیدا
کان جام نیاشامد جز عاشق رسوایی
بردار صراحی را بگذار صلاحی را
[...]
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
یا چشم نمیبیند یا راه نمیداند
هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی
دیوانه عشقت را جایی نظر افتادهست
[...]
عشق آمد و بر هم زد بنیادِ شکیبایی
ای عقل درین منزل مِن بعد چه میپایی
گر نه سر خود گیری در دستِ بلا مانی
تقصیر مکن خود را زنهار بننمایی
گر با تو مجازاتی بنیاد نهد خاموش
[...]
تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی
سرپنجه صبرم را پیچیده برون شد دل
ای صبر، همین بودت بازوی توانایی
در زاویه محنت دور از تو چو مهجوران
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.