در اول جذب عشق از جانب جانانه بایستی
وگرنه سوز شمع از آتش پروانه بایستی
خرد را لاف و تا با دل نبودی آشنا عشقش
ندانستی که جا دیوانه را ویرانه بایستی
سزای هر که چیزی بود بگذر زاهد از رندان
و گرنه مسجد و معبد خم وخمخانه بایستی
نمیدانم چه افسون کردی ای زاهد چرا دادم
به پیمان تو دستی را که بر پیمانه بایستی
نشاط از آشنایان بیسبب بیگانگی کردی
به ما گر آشنا بودی ز خود بیگانه بایستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت عشق و شناخت دلی اشاره میکند. او میگوید عشق باید از جانب معشوق آغاز شود و در غیر این صورت، درد و سوزی وجود خواهد داشت. همچنین، تا زمانی که دل با عشق آشنا نشود، انسان نمیتواند به عمق عشق و دیوانگی پی ببرد. شاعر به زاهدان هشدار میدهد که اگر از رندان (عارفان و عشقورزان) بگذرند، تنها در قالب مظاهر مذهبی باقی میمانند و نمیتوانند به حقیقت عشق دست یابند. در نهایت، او از زاهد میپرسد که چرا به او بیتوجهی کرده و او را از آشناییش دور کردهاست، در حالی که میتوانست رابطهای عمیقتر و صمیمیتر برقرار کند.
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی عشق را به دست آوری، ابتدا باید خودت را به معشوق بسپاری. در غیر این صورت، مثل پروانهای که به شمع نزدیک میشود و میسوزد، رنج و درد خواهی کشید.
هوش مصنوعی: اگر عقل و خرد را به رخ بکشی و در دل به عشق آشنا نباشی، نخواهی دانست که برای دیوانه، ویرانی و دلخوشیاش کجا است.
هوش مصنوعی: هر کسی که عمل نیکو و شایستهای انجام دهد، پاداش آن را دریافت خواهد کرد. زاهد باید از معاشرت با رندان بگذرد و اگر این کار را نکند، نمیتواند در مسجد و معبد و یا در خمخانه رفته بماند.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه جادو و تاثیری در تو هست ای زاهد، که چرا به خاطر تو دست خود را به چیزی دادم که باید با احتیاط و هوشیاری با آن برخورد میکردم.
هوش مصنوعی: شادی و سرور از دوستان بیدلیل به ما احساس بیگانگی کردی؛ اگر تو آشنا بودی، باید از خودت دور میشدی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرای دیدهام منزلگه جانانه بایستی
درین خاتم نگین آن گوهر یکدانه بایستی
بکویت خانهای بهر من دیوانه بایستی
ولی آنهم ز سیل اشک من ویرانه بایستی
من زآن سان که با او آشنا بیگانه از عالم
[...]
غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی
که آن گنج است و جای گنج در ویرانه بایستی
به آسانی نشاید زین دوره پی برد بر مقصد
ره دیگر میان کعبه و بتخانه بایستی
به دل دادند شوق و ناله این را سوختن آن را
[...]
وطن ناچار رندان را چو در میخانه بایستی
حرم میخانه قندیل حرم پیمانه بایستی
به زاهد تا ز می بوئی رسد بعد از شکستن ها
سفال می فروشان سبحه صد دانه بایستی
جنون غوغا ز شهرم سوی هامون برد و دل تنگم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.