دیدیم کرانه تا کرانه
غیر از تو نبود در میانه
هم دست هزار آستینی
هم صدر هزار آستانه
یک گلبن و سد هزار گلشن
یک شاهد و سد هزار خانه
شادی زمانه جاودان نیست
اندوه تو عیش جاودانه
جرم دگر است طاعت ما
عفو تو نجوید ار بهانه
آسوده تر آنکه غرقه شد زود
کاین بحر نباشدش کرانه
دست ار نرسد بر آستینش
بگذار سری بر آستانه
شب را بنشاط خوش بصبح آر
تا صبح چه آورد زمانه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عمیق و تنهایی خود پرداخته است. او میگوید که در دنیا فقط تو را میبیند و هیچ چیز دیگری در میانه نیست. او از تناقض شادی و اندوه صحبت میکند و اینکه شادیهای دنیا پایدار نیستند، در حالی که اندوه عشق او پایدار است. شاعر به طاعت و بخشش اشاره میکند و تأکید میکند که نجات یا آرامش در غرق شدن در عشق است. او به زیبایی صبحگاه و انتظار برای تغییرات زمانه اشاره میکند. این شعر به طور کلی حس عاشقانه و نسبت به زمان و تغییرات آن را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ما در نگاه خود، در تمام وسعت و حاشیهها، جز تو چیزی در وسط ندیدیم.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که برای دستیابی به مقامهای بلند و اهداف والاتر، باید از همراهی و همکاری با افراد مختلف بهرهمند شد. در واقع، برای رسیدن به موفقیت، نیاز به حمایت و همراهی دیگران داریم که هر یک در نقش خود میتوانند به ما کمک کنند.
هوش مصنوعی: یک باغ بزرگ با هزاران گل، یک معشوقه و صدها خانه عاشقانه.
هوش مصنوعی: شادی در زندگی دائمی نیست، اما اندوه تو میتواند دائماً با تو باشد و لذتهای زندگی را تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: ما وظیفهمان را انجام میدهیم، اما اگر تو بخواهی ما را ببخشی، دلیلی برای این کار نیاز ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که زود در مشکلات غرق میشود، راحتتر است چون دیگر نگران پایان و منحنیهای زندگی نیست و نمیبیند که حاشیهها چه شکلی دارند.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی به او دسترسی پیدا کنی، لااقل احترامش را بگذار و سر خود را در برابرش خم کن.
هوش مصنوعی: شب را با خوشحالی و نشاط بگذران تا ببینی صبح چه surprises و خبرهایی برایت به ارمغان میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گویند که نیکبخت و بدبخت
هست از همه چیز در فسانه
یک جای دو خشت پخته بینی
پخته به تنور در میانه
این بر شرف مناره افتد
[...]
بادا همه ساله ذخرة الدین
آسوده ز فتنه زمانه
شهزاده شیر دل فریدون
آن چون پدر از جهان یگانه
میری که ز قدر درگهش را
[...]
ز آمیزش این چهارگانه
شد خوشنمک این چهارخانه
ای راه تو بحر بی کرانه
عشق تو ندیم جاودانه
از عشق تو صد هزار آتش
در سینه همی زند زبانه
گر بنماید زبانهای روی
[...]
آن بحر محیط بیکرانه
و آن نور بسیط جاودانه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.