گنجور

 
نشاط اصفهانی

از عاشقان چه خوشتر رسوایی و ملامت

وز ناصح خردمند ز آزار ما ندامت

یا رب تو پرده بردار از کار تا بدانند

کامروز در جهان کیست شایسته ی ملامت

گیرم که ما نرنجیم تا کی رواست آخر

با دوستان تغافل با دشمنان کرامت

بیهوده وقت ما را ضایع همی گذارند

ترسم که برنیایند از عهده ی غرامت

چون تیر رفت از شست دیگر چه آید از دست

چون آبگینه بشکست خیزد چه از ندامت

خون منت بگردن زینگونه جور کردن

دست منت بدامن تا دامن قیامت

این غم نشاط از کیست باز این ملالت از چیست

دوران شاه را باد تا هست استقامت

فتحش همیشه با جیش بزمش همیشه باعیش

ذاتش همیشه یا رب زآفات در سلامت

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عبدالقادر گیلانی

گفتا کیی توبا ماگفتم کمین غلامت

گفتا مگر تومستی گفتم بلی زجامت

گفتا چه پیشه داری گفتم که عشقبازی

گفتا که حالتت چیست گفتم غم و ملامت

گفتا که چیست حالت گفتم که حال شاکر

[...]

مولانا

گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت

گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت

گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی

گفتا که چند جوشی گفتم که تا قیامت

دعوی عشق کردم سوگندها بخوردم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
امیرخسرو دهلوی

هر عاشقی که ترسد از طعنه و ملامت

دعوی عشق بازی بر وی بود غرامت

قد قامت مؤذن در گوش در نگنجد

آن را که شد ز خوبان مشمول قد و قامت

ساقی، بده شرابی زین توبه ریایی

[...]

ابن یمین

بر ماه و سرو آید هر لحظه صد قیامت

ز آن سرو ماه طلعت و آنماه سرو قامت

گفتم کنم ز کویت عزم سفر ولیکن

چون دیدمت نکردم جز نیت اقامت

در ماجرای عشقت جان در میانه دل

[...]

جامی

ماهی که خاست در شهر از رفتنش قیامت

شکر خدا که آمد باز از سفر سلامت

من شاه تخت عشقم تاج شرف به فرقم

سنگی که بر سر من می آید از ملامت

عشقم ندیم جان شد بی عشق اگر ز جانم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه