گنجور

غزل شمارهٔ ۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها

ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه‌ها

امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی

بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا

خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی

مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا

در سینه‌ها برخاسته اندیشه را آراسته

هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا

ای روح بخش بی‌بدل وی لذت علم و عمل

باقی بهانه‌ست و دغل کاین علت آمد وان دوا

ما زان دغل کژبین شده با بی‌گنه در کین شده

گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا

این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل را

کز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماجرا

تدبیر صدرنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی

و اندر میان جنگ افکنی فی اصطناع لا یری

می‌مال پنهان گوش جان می‌نه بهانه بر کسان

جان رب خلصنی زنان والله که لاغست ای کیا

خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم

کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » یار مست » رستاخیز / تصنیف

فرشید اعرابی » به رنگ شب » مفتاح

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

گمنام نوشته:

متاسفانه هر چه جستجو شد ، نتوانست این غزل زیبای مولانا را در این نسخه یافت ؛ لذا در این حاشیه درج شد.
.
چنانچه خطائی رفته باشد به دیده اغماز نگرید و یا در حاشیه تصحیح فرمائید.
.
تذکره: بعضی لغات که با ی ختم مشوند آ تلفظ میشوند. ماننذ تقی که توقا خوانده مشود. یا دنی که دنا تلفظ میشود.
.
.
.

آفتاب وجود اهل صفا . . …. . . وان امام مبین ولی خدا
.
آن امامی که قائم است بحق. . …. . . در زمین و زمان و ارض و سما
.
دات او هست واجب العصمه. . …. . . او منزه ز شرک و کفر و ریا
.
عالم وحدست مسکن او. . …. . . او برون از صفات مافیها
.
اوست جان حقیقت انسان. . …. . . جمله فانی و جان بود بر جا
.
جنبش او بود ز حی قدیم. . …. . . کردش او بود بگرد بقا
.
هست باقی چو ذات خالق خلق. . …. . . وان صفاتش علی عالی را
.
نیت خالی صفات حق از ذات. . …. . . هست ممسوس او بدات خدا
.
اوست آن گنج مخفی لاهوت. . …. . . که زحق او بحق شده پیدا
.
نقد آن گنج علم بی پایان. . …. . . هست مقصود آن علی علا
.
حکمت او جز او نداند کس. . …. . . کو حکیم است و عالم اشیا
.
اول او بود بلا اول. . …. . . آخر او بود بلا اخری
.
ناصر الانباست او الحق. . …. . . اولیا راست دیدِْْه بینا
.
او بحق حاضر است در کونین. . …. . . تو یقین دان که اوست بدردجی
.
او بحق است و حق ازو ظاهر. . …. . . او بحق است جاودان حقا
.
لمعه نور روی او گردید. . …. . . آفتاب از ضیای خود پیدا
.
بود از نور او دل آدم. . …. . . زان شده تاج مظهر اسما
.
مطلع گشت بر همه شئی. . …. . . آدم از علم آن امام تُقیَِ
.
نوح از او یافت آنچه می ظلبید. . …. . . تا رسیدش بمنزل عُلیا
.
سجده بردند نزد او ملکوت. . …. . . زانکه بد نور خالق یکتا
.
یافت طوفان غیرت اندر دهر. . …. . . نوح ناجی که رسته شد ز بلا
.
کرد ذکرش خلیل با خلت. . …. . . تا که شد نار لاله حمرا
.
جمله نسیرین و سنبل و گل شد. . …. . . نار نمرود بر خلیل خدا
.
رو برو کرد و کرد اسمعیل. . …. . . خویش قربان کیش او بصفا
.
یاد او کرد یوسف اندر چاه. . …. . . تا گرفتش سریر مصر آرا
.
بسکه نالید پیش او ِیعقوب. . …. . . بوی یوسف شنید و شد بینا
.
نور او دید موسی عمران. . …. . . گشت واله دران شب یلدا
.
اربعینی فتاده بذ بی خود. . …. . . گشته مستغرق وصال لقا
.
گفت یا رب مرا نشانی ده. . …. . . گفت دادم ترا ید بیضا
.
بود با جمله انبیا در سر. . …. . . بود با مصطفی معی جهرا
.
در شریعت در مدینه علم. . …. . . در حقیقت امیر هر دو سرا
.
لطف او بود همدم مریم. . …. . . گشت عیسی ازان سبب پیدا
.
سر او دید سید کونین. . …. . . در شب قرب در مقام دنی
.
از علی میشنید نطق علی. . …. . . به علی جز علی نبود آنجا
.
رهروان طالب اند او مطلوب. . …. . . ناطقان صامتند او گویا
.
علم جاوید شد برش روشن. . …. . . کرد تحقیق سر ما اوحی
.
گفت با امّتان ز راه یقین. . …. . . که علی است رهنمای شما
.
صادقان جمله ره بدو دارند. . …. . . کو امیر ست و هادی و مولی
.
اول و آخر او بود در دین. . …. . . ظاهر و با طن او بود بخدا
.
تا بدانی تو رمز این معنی. . …. . . تا رسی در ولایت والا
.
تا شود روشنت که عالی اوست با من ای هواجه کم کنی غوغا
.
ما همه ذره ایم و او خورشید. . …. . . ما همه قطره ایم و او دریا
.
شمس دین چون تو صادقی در عشق. . …. . . جان فدا کن ز بهر مولانا
.
تا شود جانت واصل جانان. . …. . . تا که باشی به عشق راهنما

گمنام نوشته:

چند غزل دیگر حذف شده در این نسخه. لطفآ LINK را دنبال کنید. .
.
.

http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh3229/
.
.
چند غزل دیگر حذف شده در این نسخه. لطفآ LINK را دنبال کنید. .
.
.

سید شکیب نوشته:

فقط در بیت سوم در مصراع اول فکر کنم امید یک واو اضافه دارد ممنون

پاسخ: «امید» به صورت «اومید» هم در متون قدیمی آمده است و می‏تواند درست باشد.

حسین نوشته:

ارادت مولانا به امام علی مسلم است با این حال این غزل سراسرغلو سروده مولانا نیست کار کار غلات است.تردید نبایدکرد.

ناشناس نوشته:

منظور حسین قصیده ایست که ناشناس در حاشیه درج کرده است. لطفا حذف کنید.خلاف اصول کار گنجور است. این حاشیه مرا هم درج نفرمایید.

علی زارعی نوشته:

با سلام
قطع یقین این غزل که در مدح امام اول شیعیان سروده شده و به لحاظ محتوی با اصول اسلام در تناقض و به لحاظ صورت ادبی در سطح پایینی است سروده حضرت مولانا نیست.

حسین آقاجانی نوشته:

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان.
شعر درج شده در حاشیه بطور محتوم از مولانا نیست. صرف نظر از نبود شکل روایی ، آهنگین و همچنین اشکالات ساختاری، از حیث محتوایی نیز فاقد ارزش است کما اینکه از دیدگاه علم کلام پارسی هم هیچ حقیقت یا اسراری در سروده ملحوظ نیست و یک جعل سطح پائین است.در واقع این سروده یک مداحی است نه شعر.
باناشاه حسین آقاجانی
صفحه : مشاعره هم افزایی

CCX نوشته:

قال علی (ع):
هلک فیّ الرجلان؛ محبّ غاٍل و مبغض قالٍ
علی (ع) فرمود:
دو تن به خاطر من هلاک شدند؛ دوست افراط کننده و دشمن دشنام دهنده

امیدی نوشته:

در نهج البلاغه فرموده است: خیر الناس فیّ النمط الاوسط. یعنی بهترین مردم در باره من میانه روانند.

ناشناس نوشته:

خوب هست که اونقدری احترام کنیم که مرتبه بالاتر از انسان را به هیچ بزرگواری ندهیم، تا از جمله اونهای نشویم که از حب زیاد هلاک نشویم. اصحاب بزرگوار اونقدر از خود گذریهای کردند که قابل وصف نیست، و خداوند مزدایشان را میدهد. و اینکه اون بزرگوارها را الگوی فرا راهی زندگی خود قرار دهیم، و زندگی ایشان را سر مشق خود بگردانیم جز خیر نکرده ایم.

بازنگر نوشته:

اینکه دریابی سروده بالا از مولوی باشد نیازمند دسترسی به نسخه معتبر است اما آنچه در دیوان های معتبر آمده نشان می دهد مولوی در بزرگ ساختن جایگاه علی اینگونه فرمود:
وجهی که بیان کرد خداوند درالحمد / آن وجه بیان کرد و بفرمود علی بود
جبریل که آمد ز بر خلق بیچون / در پیش محمد شد و مقصود علی بود

از آنجایی که مولوی یک ایرانی منافق در پوشش مفتی سنی حنفی بود آشکار است او علی را بالاتر از تمام پیامبران گذارد تا شکاف در میان مسلمانان ایجاد کند. چنانچه سروده های مولوی از دیدگاه یک منافق خوانده شود آنگاه معنی این سخنش آشکار می کردد که در آغاز دیوان شمس گفت:
ما زان دغل کژ بین شده، با بی گنه در کین شده / گه مست حورالعین شده، گه مست نان و شوربا

amir نوشته:

واقعا برای شما دوست عزیز متاسفم که فکر میکنید مولانا تفرقه انداز مسلمانان بوده است.بهترین جواب برای شما این بیت مولانا است. مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید که کفر از شرم یار من مسلمان وار میاید

تشنه حقیقت نوشته:

خیلی مضحک است!. این شخصی که آن شعر را در حاشیه نوشته، از یک طرف برای بزرگنمایی مقام حضرت علی به مولوی اشاره می نماید و آن شعر را به او منسوب می کند و از طرفی هم مولوی را یک ایرانی منافق در پوشش مفتی سنی حنفی می داند!!.. بازی با واژه ها و جملات چه ها که می کند. در بزرگ بودن مقام علی شکی نیست چراکه بسیاری از عرفای ایرانی همچون شاه نعمت الله ولی و شیخ محمود شبستری و نور علی شاه اصفهانی و … سروده های بسیاری را در وصف مقام او سروده اند ولی لطفا این شعر کودکانه و از حیث شکل روایی و ساختار ادبی را به مولوی منسوب نکنید، آنهم بدون سند و مدرک روشن. سرشار از نور و عشق الهی باشید

sina نوشته:

سپاس از همهٔ نظرات،استفاده کردم، به قول داش مولانا هر کسی‌ از ذنن خود شد یار من. من از علی‌ زیاد نخوندم و نمیدونم ولی‌ سخت نمی‌گیرم به دوستی‌ که به علی‌ ارادت وافر داره و دوست داره که این شعرو به مولانا نسبت بده. شاد باشید…

مهدی نوشته:

با سلام

به نظر من شعری که کاربر “گمنام ” در اول نظرات گذاشتند ، غلو نبوده و این حدیث که گذاشتند هلک فیّ الرجلان؛ محبّ غاٍل و مبغض قالٍ در باب این شعر نمیشه ، غلو کنندگان در باره حضرت کسانی هستند که آن حضرت را خدا دانستند و یا مقامش را رفیع تر و بالاتر از پیامبر خاتم صلوات الله علیه و آله بیان کردند .

جا داره تشکر کنم برای گذاشتن این شعر زیبا

حضرت امیرالمومنین علیه السلام مقامی بس عظیم دارند تنها چیزی که میتونیم به بیان اوریم اینکه آن را خدا نمیتوان گفت و اوست احسن الخالقین ، و از تمام پیامبران مقامش رفیع تراست به غیر از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله

و اینکه این شعر را به جلال‌الدین محمد بلخی نسبت دهیم درست نیست چون اولا از نظر ساختاری مشکلاتی دیده میشه و از طرفی چنین سروده ای با عقاید اهل تسنن منافات داره

ناشناس نوشته:

دوستان حضرت مولانا کسی نبوده که در مورد مذهب تعصب داشته باشه از اونجایی که با شمس هم مذهب نیست.. بجای اینکه به مقام و افکارش پی ببریم داریم باز یکی از عادات خیلی بدمون رو به مولانا نسبت میدیم و مطلب دوم اینکه این افکار باید پاک بشه من سنی هستم و امام علی رو بالاتر از هر کس میبینم و واقعا میپرستمش. نمیدونم این تفکر از کجا اومده که ما حضرت علی رو دوس نداریم

رضا نوشته:

کسانی که با شمس و مولانا آشنا هستند می دانند که ایشان رویکرد مذهبی نداشته و سراسر دیوان شمس ارادت مولانا به حضرت شمس است و این غزل هیچ ربطی به امام علی ندارد مگر اینکه دوستان بخواهند ربطی بین آن ایجاد کنند

علیرضا خسروی کلهر نوشته:

*این غزل زیبـــا جناب مولانـا - سرشارازمضامیــن عارفانه اســت.

سید مهدی نوشته:

من ا ز بعضی جملات دوستان در تعجبم بعضی از نسبتهای داده شده به حضرت علی (ع) در روایات از پیامبر اکرم (ص) وارد شده است چه ربطی به دعوای شیعه و سنی دارد امام جایگاه خاص خود را نزد اهل سنت هم دارد حضرت مولانا با زبان بی نظیری امام را ستوده است عالی فرمودند تعجب می کنم کسانی که مولانا را نقد می کنند و هزار وصله به او می چسبانند برای بزرگ شدن نیاز به وصله چسباندن به بزرگان نیست راه طولانی دارد که باید طی شود

محمدعلی معیری نوشته:

بسم الله الرحمن الرحیم
روی عن ابن عباس عن امیرالمومنین علی بن ابی طالب
انا النّقطه الّتی تحت الباء و سرّ الباء

hafez نوشته:

با سلام. این شعر از طرف عارف بی‌ نشان شیخ حسنعلی اصفهانی‌ در کتاب نشان از بی‌ نشان‌ها جلد دوم تایید شده است. دیگر هیچ جای بحثی‌ نمی‌تواند باشد. چون که در آنجا این موضوع آشکار شده است. شعر دیگر مولوی

هر آنکس را که مهر اهل بیت است
ورا نور ولایت در جبین است
غلام حیدر است مولاى رومى
همین است و همین است و همین است

سهیل نوشته:

مدتیه سوالی ذهنمو درگیر کرده
صحت تخلص حضرت مولانا به خمش خاموش خامش یا خاموش درست هست یا خیر؟
دکتر قدمعلی صرامی صراحتا میگن که خاموش تخلص حضرت نیست:
http://www.drsarami.com/index.php/2014-05-17-18-25-07/2014-08-05-08-26-39/2014-05-17-18-25-8/2014-05-17-18-25-07/714-2014-08-05-12-33-21

احسان نوشته:

به نظر می رسد که مولانا در این غزل به پروردگار اشاره دارد . وقتی مصرع “هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا” را میخوانیم احساسی به ما می گوید که مولانا ، خداوند را مورد خطاب قرار می دهد . لطفا درباره صحت و سقم این دیدگاه نظرات خود را بیان نمایید . ضمنا دوستان اگر توضیحی درباره ابیات چهارم به بعد دارند ، عنوان بفرمایند

مەریوان عەبدول نوشته:

سە بیت اول با زبان کوردى

ئەى قیامەتى لە ناکاو ئەى ڕەحمەتى بێ کۆتا
تۆ کە ئاگرت بەردا لە بێشەى بیرکردنەوەکان
ئەمڕۆ بە پێکەنینەوە هاتى کلیلى زیندان هاتى
بۆ لای نیازمەندان هاتى وەک بەخشش و فەزڵى خودا
پەردەدارى خۆر تۆى پێویسکەرى ئومێد تۆى
خوازراو تۆى خوازیار تۆى هەم کۆتایت و هەم سەرەتا

مولانا دیوان کلیات شمس، غزل ۱/
ت: مەریوان عەبدول

رضام نوشته:

……
زین سبب پیغامبر با اجتهاد

نام خود وان علی مولا نهاد

گفت هر کو را منم مولا و دوست

ابن عم من علی مولای اوست

کیست مولا آنک آزادت کند

بند رقیت ز پایت بر کند

چون به آزادی نبوت هادیست

مؤمنان را ز انبیا آزادیست
………
با سلام
باعث تاسف است که کسی مولانا را به ایجاد شکاف فرقه ای متهم کند که مثنوی دکان وحدت است و منظور تمامی انبیا و اولیا خدا همان یک چیز بیش نبوده …
سایت زیر توصیه میگردد:
http://www.parvizshahbazi.com

جواد دلیر نوشته:


جسیکا نوشته:

واقعا عاشق این شعرم

مصطفی نوشته:

کاش به جای درج مداحی های شرک آمیز و سراسر غلو؛ که حتی بنده ی بی سواد هم متوجه نقایص ادبی و فنی فاحش آن می شوم . و اصرار به چسباندن آن به مولانا ، اساتید و سروران گرامی نسبت به درج تفاسیر و معانی مستتر ابیات گهر بار این غزل همت می گماردند . … سپاس .

رستخیز ناگهان نوشته:

شعر،رستاخیز واژگان است.هر چه جز این ،شعر نیست

رستخیز ناگهان نوشته:

رستخیز ناگهان…

زهرا یوسفی دارانی نوشته:

اساتید محترم پارسی،این دو بیت را برایم معنا کنید :
تدبیر صدرنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی
و اندر میان جنگ افکنی فی اصطناع لا یری
می‌مال پنهان گوش جان می‌نه بهانه بر کسان
جان رب خلصنی زنان والله که لاغست ای کیا

شمس تبریزی نوشته:

“ای روح بخش بی‌بدل وی لذت علم و عمل
باقی بهانه‌ست و دغل کاین علت آمد وان دوا”
“ما زان دغل کژبین شده با بی‌گنه در کین شده
گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا”
چرخش قابل تاملیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام