تا ژ گل نام و ز گلزار نشان خواهد بود
کار مرغان چمن آه و فغان خواهد بود
ناید از پرده برون راز جهانست آن راز
که نهان بود و نهانست و نهان خواهد بود
رمضان میکده را بست در و مفتاحش
هم هلال شب عید رمضان خواهد بود
باده خور عصه جان و غم تن چند خوری
عنقریب است که نه این و نه آن خواهد بود
هست چشم ترم آن چشمه که از خون جگر
تا قیامت ز جفای تو روان خواهد بود
دادهام تن بجفایت ولی از جور توام
چهقدر تاب و چه مقدار توان خواهد بود
باغبان رنجه مکن خاطر بلبل فرداست
که نه گلبن نه گل از جور خزان خواهد بود
کشت پیرانه سر از جورم و تا روز جزا
در دلم حسرت آن تازه جوان خواهد بود
گفت آوردیم از کین بسر مهر منال
چون ننالم که همانست و همان خواهد بود
تا در آماجگه سینه دلم دارد جای
هدف ناوک آن سخت کمان خواهد بود
نه همین ذکر تو دارد بلب اکنون مشتاق
تا ابد نام تواش ورد زبان خواهد بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد حزن و اندوه ناشی از فراق و جدایی است. شاعر به توصیف درد و رنج میپردازد و به این نکته اشاره میکند که حتی با گذشت زمان، این دردها و رازها نه تنها فراموش نمیشوند بلکه همچنان در دل زنده خواهند ماند. او به ایامی مانند رمضان و زیباییهای طبیعی نیز اشاره کرده و به بلبل و باغبان طعنه میزند که نباید به خاطر غم و تهدید خزان، از زیباییها غافل شوند. شاعر در نهایت تأکید میکند که عشق و یاد محبوب هرگز از دل او پاک نخواهد شد و تا ابد در خاطر او باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از گلها نامی باشد و نشانی از گلزار باقی بماند، فعالیت پرندگان در چمن به اندوه و ناله خواهد انجامید.
هوش مصنوعی: رازهای جهان هرگز از پرده بیرون نمیآیند. آن رازهایی که پنهان هستند، همیشه پنهان خواهند ماند و هرگز آشکار نمیشوند.
هوش مصنوعی: رمضان، مانند یک میخانه، درهایش بسته است و کلید آن، ماه نو یا هلال شب عید رمضان خواهد بود.
هوش مصنوعی: شراب بنوش و از غم و درد دوری کن، چرا که مدت زیادی از این حال نخواهی داشت و نه این لذت و نه آن درد باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: چشم من مانند چشمهای است که به خاطر درد و رنجی که از تو کشیدهام، همیشه اشک میریزد و تا ابد ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: من جانم را به تو سپردم، اما از ظلم و ستم تو چقدر تحمل و چه مقداری توان دارم؟
هوش مصنوعی: ای باغبان، دل بلبل را ناراحت نکن، زیرا فردا دیگر نه گلهای خوشبو خواهد بود و نه بوتههای گل، به خاطر سختیهای فصل پاییز.
هوش مصنوعی: در سنین بالا، از سختیها و نامردمیها زناشوی شدهام و تا روز قیامت، در دلم حسرت آن جوانی و شادابی که از دست دادهام باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: گفتهاند که به خاطر کینهای که در دل دارم، پارسایی را به من نمیدهند. حالا چگونه میتوانم گله کنم، وقتی که اوضاع تغییر نکرده و همچنان مثل گذشته خواهد بود؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل من در تیررس عشق قرار دارد، هدف تیر و کمان سخت خواهد بود.
هوش مصنوعی: نه تنها اکنون که روزگار همیشه در دل مشتاقان نام تو به یادگار خواهد ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
دل من طالب وصل تو به جان خواهد بود
بر من خسته نظر گر فکنی از سر لطف
اثر همت صاحب نظران خواهد بود
دیده تا بر قد آن سرو روان بگشایم
[...]
تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه
[...]
تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
دل ما عاشق آن سرو روان خواهد بود
ما درین دیر مغان بهر نیاز آمده ایم
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
«من ر آنی » و « رألحق » چه سخن می گوید؟
[...]
تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود
سرما خاک ره پیر مغان خواهد بود
تازقطنی و قدک نام و نشان خواهد بود
تنم از شوق شمط جامه دران خواهد بود
برزمینی که در وصندلی رخت نهند
[...]
خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
هرچه او بر سر ما خواست همان خواهد بود
جان من رفتی و چون صورت بیجان برهت
چشم من تا بقیامت نگران خواهد بود
میروی سرو من از دیده و جانی که مراست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.