زاهدا، به ز تو آن رند شرابآلوده
که بود از گنه خویش، حجابآلوده
میبرد راه به خمخانه عرفان، رندی
که بود مست و نباشد به شرابآلوده
ای خوش آن مستی و بیباکی و دردآشامی
که نشد در حرم کعبه حجابآلوده
من چه کس باشم و از جرم و گناهم چه حساب
که کند همچو تویی را به عتابآلوده
نتوانم که سر از زانوی غم برگیرم
بس که شرمندهام از دیده خوابآلوده
می به یادش خور و اندیشه مکن چون میلی
کز ریا به بود این جوم ثوابآلوده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمایز بین پاکی و آلودگی در دوگانگی زندگی اشاره دارد. شاعر به شخصی که به شراب و رندی معروف است، اشاره میکند و از او به عنوان کسی که از گناه خود حجاب نمیپوشاند یاد میکند. او به میخانه عرفان میرود و از مستی و بیباکی خوشش میآید، در حالی که از حس گناه و شرمندگی خود در برابر خداوند رنج میبرد. شاعر به این فکر میافتد که چگونه ممکن است کسی با چنین حالتی مورد عتاب قرار گیرد و به ناچار از عواطف خود نمیتواند رهایی یابد. در نهایت، به یاد محبوبش از نوشیدن می سخن میگوید و از ریا و ثواب آلوده هشدار میدهد.
هوش مصنوعی: ای زاهد، آن رند شرابآلود که به خاطر گناهانش پوشیده و محجوب شده، بهتر از توست.
هوش مصنوعی: این آیه به سرگذشت شخصی اشاره دارد که از طریق عرفان به حقیقت و خرد عمیقتری دست مییابد. او تحت تأثیر ذاتی خود، به دنیای مستانه و عشق حقیقی وارد میشود، اما بدون اینکه به دنیا و لذتهای زودگذر و مضر وابسته باشد. به عبارت دیگر، او در مسیر معنوی خود پیش میرود و از لذات ناپایدار دوری میجوید.
هوش مصنوعی: چه زیباست حالتی که آدمی در آن مست و بیپروا و بیدرد باشد، و این حالتی که دارد، به گونهای است که هیچ چیز او را از حقیقت و خلوص دور نکرده است.
هوش مصنوعی: من کیستم که بخواهم از گناهانم حساب پس بگیرم، در حالی که تو با همهی عظمتت به من توجهی نمیکنی و فقط با لحن سرزنش به من مینگری؟
هوش مصنوعی: نمیتوانم از غم و اندوه خود رها شوم، چرا که خیلی شرمندهام و چشمانم خوابآلود است.
هوش مصنوعی: شراب را به یاد او بنوش و به هیچ چیزی فکر نکن، چون خواستهای که از ریا باشد، به چنین دارویی پاداشی آلوده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش رفتم به در میکده خوابآلوده
خرقه تردامن و سجاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچه بادهفروش
گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده
شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام
[...]
سرگران گشتم ازان نرگس خوابآلوده
جگرم خون شد ازان لعل شرابآلوده
لبش آلوده به می گشت و حیاتم بخشید
جوهر جان که به یاقوت مذاب آلوده
گفتمش کوی تو آلود ز اشکم گفتا
[...]
آنکه از پرسش یار است حجابآلوده
گوید از قهر سخنهای عتابآلوده
میرود تند و خبر میدهد از وعده غیر
هر طرف دیدن و رفتار شتابآلوده
بهر خاطر خوشی دشمن و خرسندی من
[...]
چه شبی بود که آن نرگس خواب آلوده
دست در گردنم انداخت شراب آلوده
نکند طالع نامرد اگر کوتاهی
می کشم پرده ازان روی حجاب آلوده
باش تا پیش لب آرند ترا دلسوزان
[...]
سوی محراب شدم با می ناب آلوده
در بغل مصحف و دامن به شراب آلوده
دل سیه مست و خراب از اثر بادهٔ دوش
بی صفا می شود آیینهٔ آب آلوده
مجلس موعظه ام گرم نگردیده رسید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.