شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را
یاسمن بر ماه من داغی به دل زد لاله را
پر عرق شد لعل او از چشم، چون رو برافروخت
پس چرا گویند مهر از گل بگیرد ژاله را؟
روزها دل در پی زلف تو آه و ناله کرد
جز پریشانی چه حاصل گشت آه و ناله را؟
گم شد از بیداد خط، شیرینی لعل لبش
غارتی کردند آوخ، هندوان، بنگاله را
جز خط روی تو در زلف پریشان کس ندید
عقرب عنبر فشان و ماه مشکین هاله را
در خط خود بین به افسون عالمی را راه زد
گمره آن کو پی رود آوازه ی گوساله را
چون «وفایی» التفات نرگس مغ بچگان
بگذرانیدم به مستی عمر چندین ساله را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و احساسات شاعر نسبت به معشوق را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تشبیههای زیبا، دلتنگی و شور و اشتیاق خود را نسبت به محبوبش بیان میکند. او از آثار عشق و زیباییهای معشوق، مانند زلف و لبهایش میگوید و از غم و آه و نالههایی که در روزها کشیده، صحبت میکند. در نهایت، شاعر به تأثیرات عمیق عشق اشاره میکند و تجربههای زندگی را در سایهی این عشق راستین و عمیق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: شانهاش را بر روی موهایش زد، مانند طرهی زیبای یک دلبر. گل یاسمن بر دل من اثر گذاشت، مانند لالهای که بر دلش داغی دارد.
هوش مصنوعی: عقیق او از عرق چشمانش خیس شد، چونکه چهرهاش سرخ شده است. حالا چرا بعضی میگویند که ماه از گل، شبنم را میگیرد؟
هوش مصنوعی: روزها با دل مشغولی به یاد موهای تو، آه و ناله کردم. اما جز پریشانی چه چیزی نصیبم شد از این آه و نالهها؟
هوش مصنوعی: شیرینی و جذابیت لبهای او به وسیله ظلم و ستم از بین رفته و قیمتی که بر آن گذاشته بودند، از بین رفته است. افسوس بر هندوان و بنگالیها که این زیبایی را از دست دادهاند.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز نشانهای از تو بر موهای درهمریختهات دیده نمیشود؛ عقربهایی که عطر عنبر پخش میکنند و ماهی که در حُسن خود هالهای از مشک دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی با تدبیر و به طور ماهرانهای دیگران را فریب داده و به سمت خود جلب کرده است. در این میان، افرادی که به دنبال حقیقت هستند، در این مسیر به بیراهه میروند و تحت تأثیر یک صدای فریبنده قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: من به خاطر وفا و محبت، زیبایی نگاه نرگس را از بچگی تجربه کردهام و در این حال، سالها را با سروری و خوشی سپری کردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را
می کند در هفته ای گل خنده یکساله را
هست در سرگشتگی آرامش صاحبدلان
نیست بی گردش وجودی شعله جواله را
عاشقان را قرب خوبان برنیارد از خمار
[...]
گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
تب اگر پوشیده ماند چون کنم تب خاله را
دست افشاندی ز گلشن ریختی اوراق گل
روی گرداندی ز صحرا داغ کردی لاله را
یک گل از زخم خدنگت تازه بر من نشکفد
[...]
از سپند ما که مییابد سراغ ناله را ؟
گرد پیشاهنگ کرد این کاروان دنباله را
داغ حسرت سرمهگرداند به دلها ناله را
برلب آواز شکسن نیست جام لاله را
ما سیه بختان حباب گریهٔ نومیدیایم
[...]
صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را
یار یار دیگران شد خاک بر سر ناله را
سبحه از دستم ستد طفلی که از مشکین صلیب
بر میان زنار بندد زاهد صد ساله را
جان شیرین عرضه کردم بر دهانش لب گزید
[...]
زیر سرو و پای گل بنگر صفای لاله را
زن دوجام می که تا گیرد غم صد ساله را
نوعروس باغ را با این سه بخشیده است زیب
آفرین ها کرد باید صنعت دلاله را
با وجود اینکه خود رویش چو روی دلبر است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.