زیر سرو و پای گل بنگر صفای لاله را
زن دوجام می که تا گیرد غم صد ساله را
نوعروس باغ را با این سه بخشیده است زیب
آفرین ها کرد باید صنعت دلاله را
با وجود اینکه خود رویش چو روی دلبر است
داغ عشق کیست کافتاده است بر دل لاله را
ز آنچه داری در میان جام ساقی ده که من
دیدم اندر روی لاله قطره های ژاله را
گل همی گوید بس است ای بلبل بی دل منال
او ز شور عاشقی سر داده آه وناله را
می برد از من حواس خمسه خط روی دوست
یادم آید در فلک بینم چوماه وهاله را
ای بلند اقبال حیرانم که بااوج کلیم
سامری بهر چه می گیرد پی گوساله را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جلوههای طبیعت و عشق میپردازد. شاعر به توصیف گل لاله و زیباییهای آن پرداخته و همچنین به دلتنگی و عشق اشاره میکند. او از تفاوت بین زیبایی ظاهری و درونی صحبت میکند و به غم و اندوهی که عشق به همراه دارد، میپردازد. همچنین، شاعر به نقش ساقی و شراب در زندگی عاشقانه اشاره میکند و از حسرت و آرزوهای دل شکسته سخن میگوید. در نهایت، او به عظمت و بلندی جایگاه خود در عالم اشاره میکند.
هوش مصنوعی: در زیر درخت سرو و در کنار گل، زیبایی لاله را تماشا کن و دو جام می بنوش که با این کار، غمهای صد ساله را فراموش کنی.
هوش مصنوعی: عروس باغ با این سه بخش، زیبایی بخشیده است و باید هنر واسطهگری را تحسین کرد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه چهرهاش زیبا و دلربا است، عشق چه کسی است که بر دل گلهای لاله جای گرفته و اثرش را گذاشته؟
هوش مصنوعی: از آنچه که در دست داری، در جام من بریز، چون من در چهره لاله، قطرات شبنم را دیدهام.
هوش مصنوعی: گل به بلبل میگوید: دیگر بس است، ای بلبل بیدل! ناله و آه نزن؛ او از شدت عشق، دچار شور و هیجان شده است.
هوش مصنوعی: حواس پنجگانهام را به خود مشغول میکند و با یاد خطوط چهره دوست، تصویری از ماه و هالهاش در آسمان به یاد میآورم.
هوش مصنوعی: شاهد به اقبال سرنوشت خودم هستم، که چرا با تمام عظمت و مقام کلیم الله، به دنبال گوساله سامری میرود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را
می کند در هفته ای گل خنده یکساله را
هست در سرگشتگی آرامش صاحبدلان
نیست بی گردش وجودی شعله جواله را
عاشقان را قرب خوبان برنیارد از خمار
[...]
گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
تب اگر پوشیده ماند چون کنم تب خاله را
دست افشاندی ز گلشن ریختی اوراق گل
روی گرداندی ز صحرا داغ کردی لاله را
یک گل از زخم خدنگت تازه بر من نشکفد
[...]
از سپند ما که مییابد سراغ ناله را ؟
گرد پیشاهنگ کرد این کاروان دنباله را
داغ حسرت سرمهگرداند به دلها ناله را
برلب آواز شکسن نیست جام لاله را
ما سیه بختان حباب گریهٔ نومیدیایم
[...]
صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله را
یار یار دیگران شد خاک بر سر ناله را
سبحه از دستم ستد طفلی که از مشکین صلیب
بر میان زنار بندد زاهد صد ساله را
جان شیرین عرضه کردم بر دهانش لب گزید
[...]
شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را
یاسمن بر ماه من داغی به دل زد لاله را
پر عرق شد لعل او از چشم، چون رو برافروخت
پس چرا گویند مهر از گل بگیرد ژاله را؟
روزها دل در پی زلف تو آه و ناله کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.