گنجور

 
وفایی مهابادی

ای ترک خطا، ماه ختن، سرو دل آرا

بر سوخته ی خویش ببخشای خدا را

در هر شکن افتاده هزاران چو دل ما

مشکن دل ما، شانه مزن زلف دو تا را

سودازده ی زلف توم، مرحمتی کن

صد نیش به جان است از این مار دو تا را

از باد غبار در تو صد گله دارم

کین سرمه سلامی نکند دیده ی ما را

چشمان تو خوش ساخته با ابرو و مژگان

کافر عجب از کف ندهد قبله نما را

حال دل صد پاره به جانان که رساند؟

کاندر حرمش ره نبود باد صبا را

من خود به کجا، یار کجا این چه «وفایی» است

با پادشهان کی سر و کار است گدا را؟

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجوی کرمانی

گر راه بود بر سر کوی تو صبا را

در بندگیت عرضه کند قصه ما را

ما را بسرا پرده ی قربت که دهد راه

بر صدر سلاطین نتوان یافت گدا را

چون لاله عذاران چمن جلوه نمایند

[...]

سلمان ساوجی

ای عید رخت کعبه دل اهل صفا را

هر لحظه صفایی دگر از روی تو ما را

تو کعبه حسنی و سر زلف تو حرم روح قدس را

در موقف کون تو مفام اهل صفا را

لبیک زنان بر عرفات سر کویت

[...]

ناصر بخارایی

چون کعبهٔ وصل تو مقامست صفا را

در قبلهٔ خود آی، تا بپرستیم خدا را

چون غنچه کسی یافت هوای سر کویت

کاندر دل تنگش نبود راه هوا را

تو تازه بهاری و به سودای تو چون گل

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصر بخارایی
جهان ملک خاتون

رحمی بکن آخر به من خسته خدا را

از حد مبر آخر به دلم جور و جفا را

زین بیش نمانده‌ست مرا طاقت هجران

آخر نظری کن به من از لطف، خدا را

یک شب ز سر لطف، تو بر وعده وفا کن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جهان ملک خاتون
جامی

سیمین ذقنا سنگدلا لاله عذارا

خوش کن به نگاهی دل غم پرور ما را

این قالب فرسوده گر از کوی تو دور است

القلب علی بابک لیلا و نهارا

آزرده مبادا که شود آن تن نازک

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه