گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است
لیک در خوبی ز ابروی تو بسیاری کم است
گرنه دزد نقد قلب ماست زلف شب روَت
از چه معنی اینچنین آشفته حال و درهم است
گوشهٔ خاطر بپرداز ای دل از سودای جان
در حریم خاص جانان غیر چون نامحرم است
آه کز سودای چشمت حاصل عمر عزیز
میرود در عین خونخواری و آن هم یک دم است
ای دریغا نیست بنیاد بقا را محکمی
ورنه با جانان بنای عهد ما بس محکم است
ای خیالی کار عالم چون به کین جان ماست
جان اگر خواهی مباش ایمن که کار عالم است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و به مقایسه او با ماه نو میپردازد که شوخ طبعی و زیبایی خاصی دارد. شاعر به احساسات درهم و آشفتهاش اشاره میکند و از دل میخواهد که از آرزوهای بینتیجه فاصله بگیرد. او به اهمیت نامحرم بودن و حفظ حریم شخصی در عشق اشاره دارد و حسرتی عمیق از گذر عمرش را به خاطر آرزوهایش ابراز میکند. در نهایت، شاعر از بیثباتی زندگی و عشق مینالد و هشدار میدهد که وابستگی به زیباییها میتواند خطرناک باشد.
هوش مصنوعی: هرچند ماه نو به لطافت و زیبایی خود ستودنی است، اما در مقایسه با زیبایی ابروی تو، کمبود زیادی دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه دل ما همچون طلا ارزشمند است، اما زلفهای شب تو چه دلیلی دارد که اینگونه ما را آشفته و پریشان کند؟
هوش مصنوعی: ای دل، از آرزوهای خود دست بردار و به یاد محبوب خاص خود باش، چرا که غیر او در این حریم جایگاهی ندارد و مانند نامحرم است.
هوش مصنوعی: ای کاش که از دیدن چشمانت این عمر گرانبهایم در حال رفتن است، در حالی که از شدت خشونت و بیرحمی تو این لحظه هم بسیار کوتاه به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ای کاش بنیان دائمی وجود داشت، چرا که اگر چنین بود، ما با معشوقمان پیمانمان را به شدت محکم ساخته بودیم.
هوش مصنوعی: ای خیال، چون کارهای دنیا به خاطر دشمنی با جان ماست، اگر میخواهی جانت در امان باشد، نباید احساس امنیت کنی، زیرا این کارها متعلق به دنیاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کان کونی اختیار زیرکان عالم است
مذهبی بس با نوا و حرفهای بس معظم است
هر که همچون بونواس اندر لواطه نصب شد
از غم نفقات و رنج کدخدایی بیغم است
مرد صادق جز به گرد کون سیمین کی خزد؟
[...]
یا رب این باغ ارم یا شادیاخ خرم است
یا رب اصطرخ است این یا چشمه سار زمزم است
عکس شاخ یاسمین بر آب اصطرخش ببین
راست گوئی اطلسی نیکو بگوهر معلم است
هر نسیمی کز ریاض راحت افزایش وزد
[...]
تاج بخش خسروان شاهی کز آب تیغ او
جویبار مملکت پیوسته سبز و خرم است
رای او را زین زر بر پشت صبح اشهب است
قهر او را داغ کین بر ران شام ادهم است
نجم سیار از شهاب تیغ او یک پرتو است
[...]
هر پسر کو از پدر لافد نه از فضل و هنر
فی المثل گر دیده را مردم بود نامردم است
شاخ بی بر گرچه باشد از درخت میوهدار
چون نیارد میوه بار اندر شمار هیزم است
چشم مست گر کشد هر گوشه خلقی در غم است
گوشهگیر آن را چه غم گر کار عالم در هم است
در وفاداری رخ زرد مرا بشناس تو
زان که اکسیر وفا بسیار در عالم کم است
کی ز تنهایی به تنگ آیم من مجنونصفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.