گریهٔ خون سرِ ره بر منِ درویش گرفت
عاقبت اشک طریق عجبی پیش گرفت
تا چرا نیش غمت تیز گذشت از جگرم
جگر ریش مرا هست توان بیش گرفت
با غم و درد دل و جان چو مدارا کردند
ناوک تو طرف جان و دل ریش گرفت
تا شکستی نرسد از طرف محتسبش
دم به خود برد صراحی و سر خویش گرفت
خیر شد عاقبت کار خیالی در عشق
تا کم این خردِ عاقبتاندیش گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احوالات یک درویش است که تحت تأثیر عشق و دردهای آن قرار گرفته است. در آغاز، او از گریه و اشک خود به شدت تحت تأثیر قرار دارد و به نوعی حیرت و شگفتی از وضعیت خود رنج میبرد. نیش غم عشق به او آسیب زده و جگرش را میسوزاند. او در مواجهه با درد و غم، سعی میکند که با آن مدارا کند، اما همچنان از آسیبهایی که عشق به او زده رنج میبرد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که وضعیت او در عشق، به نوعی خیر و نیکی در پی دارد و این احساسات عمیقتری از اندیشیدن به زندگی برای او به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: گریهٔ خونین من در مسیر زندگیام به من دست داد و در نهایت اشکم راهی عجیب را در پیش گرفت.
هوش مصنوعی: چرا درد و غم تو به شدت از درونم گذشت و جگرم را دریده است؟ من دیگر تاب این رنج را ندارم.
هوش مصنوعی: با وجود غم و درد، دل و جان را تحمل کردند، اما تیر عشقت به جان و دل آنها زخم عمیقی زد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از طرف نگهبان میخانه خبری نرسد، او شیشه نوشیدنی را بر میدارد و سر خود را پایین میآورد.
هوش مصنوعی: در نهایت، ماجرای عشق به خوبی پیش رفت و این باعث شد که عقل و فکر باریکبین در مورد آینده کمتر به دردسر بیفتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
بی گنه ترک من خسته درویش گرفت
دلش از صحبت اصحاب که نیک اندیشید
بحکایات حسودان بداندیش گرفت
من دلسوخته ترکش نکنم گر چه کنون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.