زلف تو را که شامِ پریشانی من است
صبح است عارض تو که در پشت دامن است
سرو سهی که داشت هواهای سرکشی
امروز پیش آن قد و بالا فروتن است
پیوسته چشم شوخ تو ز آن است سر گران
کش دم به دم ز تیغ تو خونی به گردن است
ای مه چه لاف می زنی از حسن بی حساب
پیش جمال یار حساب تو روشن است
کمتر ز کس نه ایم از آن دم که گفته ای
در پیش مردمان که خیالی سگ من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر در ابتدا به زلفهای معشوق اشاره میکند که او را در شبی پریشان کرده و صبح را به عنوان زیبایی صورت او میبیند. همچنین به تواضع معشوقی که همیشه سرکشی داشته، اشاره میشود. شاعر به چشمهای بازیگوش معشوق و تاثیر آن بر روح و روان خود میپردازد و از او میپرسد که چگونه میتواند درباره زیبایی خود بزرگنمایی کند، در حالی که در برابر زیبایی یار، تمام زیباییهای دیگر رنگ میبازند. در پایان، شاعر بیان میکند که از آن زمان که معشوق او را به عنوان کسی خاص برگزیده، کمتر از دیگران نیست.
هوش مصنوعی: زلف تو برای من شبِ شلوغی و سردرگمی است، در حالی که صبح زیبا و نورانی تو پشت دامن تو پنهان شده است.
هوش مصنوعی: سروی بلند و زیبا که همیشه سرکشی میکرد، امروز در برابر قامت و زیبایی آن شخص فروتن شده است.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و نازک تو همیشه دل مرا میفشارد و هر لحظه بر اثر عشق تو بر گردنم گوهری از خون وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای ماه، چه ادعایی میکنی درباره زیبایی بینهایت، در حالی که جلوه زیبایی محبوب روشن و مشخص است.
هوش مصنوعی: ما از هیچ کس کمتر نیستیم؛ به ویژه از وقتی که تو در جمع مردم گفتهای که تصور میکنی سگ من است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از زین دین عراق و خراسان مزین است
این را دلیل ظاهر و حجت مبرهن است
حاجت نیایدش به دلیلی و حاجتی
کاقبال او شناخته چون روز روشن است
بر قدّ بخت او سَلَبی دوخته است چرخ
[...]
صدرا! بدان خدای که مرغ ثناش را
در کام سالکان طریقت نشیمن است
گامی فراخ در ره حکمش همی رود
این چرخ تنگ بسته که چون کره توسن است
راتب ده وجد که بر خوان قدرتش
[...]
صاحبقرآنی تو فلک را مبرهن است
سلطان نشانی تو در آفاق روشن است
هنگام نام دعوی مردی کند مطرز
در روز نام و ننگ و فتوت کم از زن است
هرجا که فتنه ئیست در اوش منزل است
هر جا که سفله ئیست بر اوش مسکن است
گر بغض نقطه ئیست دل اوش دایره ست
[...]
امشب به راستی شب ما روز روشن است
عید وصال دوست علی رغم دشمن است
باد بهشت میگذرد یا نسیم باغ
یا نکهت دهان تو یا بوی لادن است
هرگز نباشد از تن و جانت عزیزتر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.