گنجور

 
خیالی بخارایی

رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست

یعنی طبیب خسته دلان جز حبیب نیست

تنها نه ما وظیفهٔ انعام می خوریم

از خوان رحمت تو کسی بی نصیب نیست

گر یاد می کند ز غریب دیار خویش

هیچ از کمال مرحمت او غریب نیست

گوشی که شد ز ولولهٔ چنگ و نی گران

شایستهٔ نصیحت و پند ادیب نیست

بگشا دری به روی خیالی ز باغ وصل

مرغی که صید تست کم از عندلیب نیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

دردی‌ست دردِ عشق که هیچش طبیب نیست

گر دردمندِ عشق بنالد غریب نیست

دانند عاقلان که مجانینِ عشق را

پروایِ قولِ ناصح و پندِ ادیب نیست

هر کو شرابِ عشق نخورده‌ست و دُردِ دَرد

[...]

امیرخسرو دهلوی

بیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیست

اینک بلند گفتمت، از کس حجیب نیست

تا پای در رکاب لطافت نهاده ای

اشکم کدام روز که پا در رکیب نیست

پیش رخت که بر ورق لاله خط کشید

[...]

ابن یمین

در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیست

درمان درد عشق بدست طبیب نیست

ای زلف پر ز چین تو شام دل غریب

دانی که هیچ شام چو شام غریب نیست

دریاب کز فراق تو یک لحظه نگذرد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
جهان ملک خاتون

بر درد عشق دوست مرا گر طبیب نیست

هیچم دوای درد چو وصل حبیب نیست

بستان و گلستان و گل اندر جهان بسیست

بر روی چون گل تو چو من عندلیب نیست

لیکن ز گلستان گل وصلت ای صنم

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

در هر دلی که مهر جمال حبیب نیست

گر جان عالم است که با ما قریب نیست

گوئی رقیب بر سر کویش مجاور است

لطف حبیب هست غمی از رقیب نیست

دُردی درد نوشم و با درد دل خوشم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه