گهی دل میخورد خونم گه از راه جفا دیده
همین باشد کمال بیرهی ای دل تو با دیده
ز رسوایی نیندیشم کنون کز غم برون انداخت
حدیث دیده ام را گریه و راز مرا دیده
تو قدر خاک پای خود بپرس از مردم چشمم
نه زآن مردم که روشن می کنند از توتیا دیده
اگر نادیده رویت را به مه نسبت کند چشمم
مکن عیبش که بدخویی سیه روی است نادیده
از این غیرت نمیخواهد خیالی دیده را روشن
که میسازد خیالت را به مردم آشنا دیده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات متضاد و رنجهای دل اشاره میکند. او از درد و غم ناشی از جدایی و بی راهی سخن میگوید و تاکید میکند که دلش به خاطر جفاهای دیگران زخم خورده است. شاعر از رسوایی و غمهایش مینالد و به این نتیجه میرسد که باید از دیدن حقیقتهای تلخ بگریزد. او نسبت به دیگران و نظراتشان حساس است و به نوعی از زیباییهای از دست رفته خود نیز سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این واقعیت میرسد که خیانت و بدی دیگران نمیتواند بر روی خیال و احساسات او تاثیر بگذارد و باید از این غیرت و حساسیت فرار کند.
هوش مصنوعی: گاهی دل من از شدت غم و ناامیدی به خون مینشیند و از جفاها و بیوفاییها رنج میکشد. اما همین وضعیت، نشاندهندهٔ کمال بیراهی و سرگردانی است. ای دل، تو باید با چشمانتظاری و نگاه امیدوار به این اوضاع بنگری.
هوش مصنوعی: اکنون دیگر به رسوایی فکر نمیکنم، چرا که از غم رها شدهام. اشک و راز من، داستان چشمانم را روایت کرده است.
هوش مصنوعی: از مردم چشمم بپرس که چه ارزشی برای خاک پای تو قائل هستند، نه از آن کسانی که با استفاده از قطرههای توتیا چشمها را روشن میکنند.
هوش مصنوعی: اگر چشمانم به خاطر ندیدن روی تو، تو را به ماه تشبیه کند، عیبی به چشمانم نگذار؛ چون این حالت بدخواهی و سیاهیدل است.
هوش مصنوعی: این احساس غیرت باعث نمیشود که دیگران در خواب و خیال خود روشنتر ببینند؛ چرا که این خیال در حقیقت به دیگران آشنا و واقعیت نشان داده میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
ز سوز و آه خود بسیار سرد و گرمها دیده
طریق جانگذاری را ز راه شوق واجسته
رموز عشق بازی را ز روی مهر وادیده
دل خود را بچین زلف خوبان چگل بسته
[...]
کشد رشکم، اگر دانم کس احوال مرا دیده
که هرکس بیندم احوال، پندارم ترا دیده
گر از نادیدنش سوزد، جزای این ستم باشد
که افگند از گل آن چهره در آتش مرا دیده
چرا چون دل نباشد خون چکان پیوست چشم من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.