مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
که بر او عاقبت این نکته موجّه کردیم
سر ز خجلت نه برآورد دگر یوسف مصر
به حدیث تواش از بس که فرا چه کردیم
تا به بالای تو بستیم دل ای سروِ بلند
به هوای تو که دست از همه کوته کردیم
از پریشانیِ زلف تو دلم ز آن جمع است
که تو را عاقبت از حال خود آگه کردیم
تا توان بی خطری بار به منزل بردن
توشهٔ ره ز توکّلت علی الله کردیم
ای خیالی ز ره و رسم محبّت بیرون
هرچه کردیم به جان تو که بی ره کردیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی معشوق و تأثیر او بر دل و جان خود اشاره میکند. او از محبت و عشقش به معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه به خاطر او از دستاوردها و هدفهای دیگر گذشته است. شاعر همچنین دربارهٔ سختیها و خجالتهای ناشی از عشقش به ایشان صحبت میکند و به نوعی به دلتنگی و پریشانی ناشی از علاقهاش اشاره دارد. در نهایت، او این احساسات را ناشی از فقدان مسیر مشخص در عشق میداند و از جانب خود به عشق و محبت میپردازد.
هوش مصنوعی: ما به زیبایی چهرهات شبیه به ماه پرداختهایم و در نهایت، اهمیت این نکته را دریافتهایم.
هوش مصنوعی: یوسف مصر به خاطر شرمندگی دیگر سرش را بالا نمیآورد، چون از شدت علاقه به تو بسیار پنهانکاری کردهایم.
هوش مصنوعی: دل ما به عشق تو بسیار بلند است و برای رسیدن به تو، از همه چیز دست کشیدهایم.
هوش مصنوعی: از پریشانی و به هم ریختگی موهای تو، دل من در جمعی از احساسات و افکار سردرگم است، چون به هر حال تو را از وضعیت خودم باخبر کردهام.
هوش مصنوعی: تا زمانی که توانایی عبور از خطرات را دارم، تلاش میکنم تا توشه راه را با اعتماد به خدا به منزل برسانم.
هوش مصنوعی: ای خیال تو، به دور از قواعد و آداب عشق، هر چه که برای تو انجام دادیم، با جان و دل بوده است، حتی اگر به راه درست نبوده باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.