ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
دیوانه ییم و پای به زنجیر می کنیم
تو از کمال لطف بیارا قصور ما
هرچند ما به کار تو تقصیر می کنیم
با می حقوق صحبت ما این زمانه نیست
عمری ست تا که خدمت این پیر می کنیم
ره برده ایم جانب ملک قلندری
تا پیرویّ شحنهٔ تقدیر می کنیم
گر یار چاره یی نکند درد عشق را
با محنت فراق چه تدبیر می کنیم
اقرار می کنیم خیالی به جرم خویش
نه دعوی صلاح و نه تزویر می کنیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و وابستگی خود به معشوق میپردازد. او از دیوانگی و زنجیر بودنش در عشق صحبت میکند و به تقصیرات خود در برابر معشوق اعتراف میکند. شاعر میگوید که با وجود مشکلات، همچنان به خدمتگزاری و پیروی ادامه میدهد. او به درد عشق و جدایی اشاره میکند و از عدم تدبیر یار در این خصوص گلایه دارد. همچنین، او بر اقرار به خطاهای خود تأکید میکند و از تلاش برای توجیه یا فریب خودداری میکند.
هوش مصنوعی: ما در خیال موهای تو شب را به روز می رسانیم، دیوانه شدهایم و خود را به زنجیر می بندیم.
هوش مصنوعی: به خاطر لطف بینظیرت، هرچند ما در انجام وظایفمان کمکاری میکنیم، کاستیهای ما را نادیده بگیر.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، زمان صحبت کردن درباره حقوق و مسائل قانونی نیست و ما از مدتها پیش به ارائه خدمت به این پیر ما میپردازیم.
هوش مصنوعی: ما به سوی سرزمین قلندران رفتهایم تا از فرمانهای مقدر خدا پیروی کنیم.
هوش مصنوعی: اگر محبوب راهی برای درمان درد عشق نداشته باشد، ما چه تدبیری برای تحمل رنج جدایی خواهیم اندیشید؟
هوش مصنوعی: ما اعتراف میکنیم که اعتقادات و آرزوهای خود را به خاطر خطاهایمان نمیپوشانیم و نه اینکه بخواهیم خود را درست جلوه دهیم و نه به تزویر و فریب متوسل میشویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.