گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام
هرکجا هستم من مسکین دعاگوی توام
از ره صورت به صد روی از تو مهجورم ولی
چون به معنی بنگری بنشسته پهلوی توام
خاک گشتم بر سر راه وفا و همچنان
دیده حیران است در نظّارهٔ روی توام
می کُشد دور از تو زارم هر شبی هجران و باز
زنده می سازد نسیم صبح بر بوی توام
گو مکن نومیدم از فتراک خود زیرا که من
طایر قدسم که صید دام گیسوی توام
گرچه دور است از رخت چشم خیالی دور نیست
از نظر هردم خیال قدّ دلجوی توام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از عشق و longing خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که حتی اگر دور از او باشد و هر روز دور کعبه، او همواره دعاگوی وی است. هرچند که به ظاهر از معشوق دور است، اما در معنا و روح نزدیک اوست. شاعر در مسیر وفا به عشق خود، خود را چون خاکی در راه میبیند و در پی نظاره چهره معشوقش است. او از درد دوری مینالد اما با آمدن صبح، دوباره زنده میشود. هیچگاه از امید خود ناامید نیست، چرا که خود را چون پرندهای میداند که در دام گیسوی معشوق گرفتار شده است. در پایان، او تأکید میکند که خیال معشوق همیشه با اوست و هرگز از نظرش دور نمیشود.
هوش مصنوعی: هرچند مدتی است که دور از کعبه و روی تو هستم، اما هر جا که باشم، من یک انسان بیچاره هستم و برای تو دعا میکنم.
هوش مصنوعی: اگرچه از نظر ظاهری و وجهه به تو نزدیک نیستم و از تو دور به نظر میرسم، اما وقتی به عمق و معنی نگاه کنی، میبینی که در حقیقت در کنار تو هستم و در نزدیکی تو قرار دارم.
هوش مصنوعی: من در مسیر وفا به خاک افتادم و هنوز چشمانم در حیرت از تماشای روی توست.
هوش مصنوعی: هر شب دوری از تو مرا به شدت ناراحت و افسرده میکند و وقتی صبح میرسد، نسیم صبح زندگی دوبارهای به یاد تو در من میبخشد.
هوش مصنوعی: هرگز از سرنوشت و مقدر خود ناامید نباش، زیرا من مانند پرندهای مقدس هستم که در دام موهای تو گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: اگرچه چهره زیبای تو از من دور است، اما خیال تو همیشه در نظر من است و هر لحظه به یاد تو هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند روزی می برد بخت بد از کوی توام
باز قلاب محبت می کشد سوی توام
دور ازین در هم منت گویم دعا هم جان و دل
هر کجا هستم به جان و دل دعاگوی توام
سوی خود می خوانیم چون آمدم می رانیم
[...]
نیست حد آن که گویم: بنده روی توام
دیگری گر بنده باشد، من سگ کوی توام
چشم شوخت ناوک اندازست و ابرویت کمان
کشته چشم تو و قربان ابروی توام
بر امید آنکه یک دشنام روزی بشنوم
[...]
بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
می کشد هر سو که می افتد گره سوی توام
بس که می گردد بگرد ماه رخسارت ز رشک
کرد مانند سر مویی سر موی توام
در دل از تأثیر مهرست این که همچون ماه نو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.