گرچه از جا شد دل و بر جان بلا میآیدم
چون تو را میبینم ای جان دل به جا میآیدم
از لبت کاو ریخت خونم بوسهای دارم طمع
چون به فتوای خرد زو خونبها میآیدم
هرکجا ذکر عبیر خطّ و خالت میرود
یاد مشک از غایت فکر خطا میآیدم
کردمی چون دیگران دعویّ دینداری ولی
جرم خود میبینم و شرم از خدا میآیدم
گرچه زد بر سینهام تیر جفاها بیکران
بگذرد این هم ولی ز آن بیوفا میآیدم
با همه بیماری خود در هوای روی دوست
چون خیالی گریه بر حال صبا میآیدم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و تأثیر عمیق محبوبش بر دل و جانش میگوید. او به جانباختگی و دردهایی که از محبت میکشد، اعتراف میکند و حسرت بوسهای از محبوب را دارد. با وجود همه معصیتها و گناهانش، همچنان در آتش عشق و یاد دوست سوزان است و به یاد محبوبش آرامش و توجهی دوباره پیدا میکند. در پایان، شاعر با وجود درد و رنجی که از بیوفایی محبوبش میکشد، باز هم به عشق او دل بسته است و به یادش اشک میریزد.
هوش مصنوعی: وقتی که تو را میبینم، دل و جانم که در درد و رنج هستند، دوباره به آرامش و حالت طبیعی خود برمیگردند.
هوش مصنوعی: از لبهای تو که خونم را به زمین ریختند، امیدی به بوسهای دارم. چون بر اساس عقل و خرد به این نتیجه رسیدم که باید بهای این خون را بدهم.
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از زیبایی و جذابیت خط و خال تو باشد، یاد بوی خوش مشک به خاطر لطافت و زیبایی آن به ذهنم میآید.
هوش مصنوعی: من هم مانند دیگران ادعای دینداری میکردم، اما حالا که به خطاهایم نگاه میکنم، از خدا شرم دارم.
هوش مصنوعی: هرچند که تیرهای ستم بر دل من فرود آمده و نمیتوانم از این درد رهایی یابم، اما میدانم که این شرایط نیز سپری خواهد شد و در نهایت، از آن شخص بیوفا دور خواهم شد.
هوش مصنوعی: با وجود تمام درد و رنجی که دارم، در پرتو زیبایی چهره دوست، مانند نسیمی که بر حال صبح گریان میوزد، احساس آرامش میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.