نیست حد آن که گویم: بنده روی توام
دیگری گر بنده باشد، من سگ کوی توام
چشم شوخت ناوک اندازست و ابرویت کمان
کشته چشم تو و قربان ابروی توام
بر امید آنکه یک دشنام روزی بشنوم
سالها شد، جان من، کز جان دعاگوی توام
گرچه، ای بد خوی من، خوی تو عاشق کشتنست
ترک خوی خود مکن، من کشته خوی توام
گر دل من سدره و طوبی نجوید دور نیست
زانکه من در آرزوی سرو دلجوی توام
چند گویی: پای در دامن کش و این سو میا
پا کشیدن چون توان؟ چون دل کشد سوی توام
رنجه کردی ساعد و خون هلالی ریختی
تا قیامت شرمسار دست و بازوی توام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوقش اشاره دارد. شاعر خود را به عنوان بنده و حتی سگ کوی معشوق میشناسد و بر نظر و زیبایی او تحسین میکند. او از درد و رنج عشق سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که حتی اگر معشوق او بدخلق باشد، او همچنان عاشق و درگیر عشق اوست. شاعر از آرزوی وصال و نزدیکی به معشوق میگوید و از شرمزگی ناشی از محبتش به او سخن میگوید. در نهایت، این شعر به عمق احساسات عاشقانه و فداکاریهای شاعر برای محبوبش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: میتوانم بگویم که به اندازهای که به تو وابستهام، هیچ محدودیتی برای بیان این وابستگی وجود ندارد. اگر کسی دیگر هم به تو وابسته باشد، من به عنوان بنده تو، مانند سگ سر کوی تو خواهم بود.
هوش مصنوعی: چشم زیبایت همچون تیر میزند و ابرویت مانند کمان است. من به خاطر زیبایی چشمانت قربانی ابرویت میشوم.
هوش مصنوعی: سالهاست که منتظرم یک بار تو را دشنام دهم، زیرا جان من از جان آن کسی که برای تو دعا میکند، جدا نشده است.
هوش مصنوعی: اگرچه ای کسی که خُلق و خوی بدی داری، طبیعت تو به کشتن عاشق است، اما از خوی خود دست برندار. من به خاطر تو کشته شدهام.
هوش مصنوعی: اگر دل من به درخت سدره و طوبی، که نماد آرزوها و زیباییهاست، نرسد، دور از دسترس نخواهد بود؛ زیرا من همیشه در آرزوی رسیدن به تو و زیباییهای دلانگیز تو هستم.
هوش مصنوعی: چرا مدام این را تکرار میکنی؟ از چیزی که تو را به سوی خود میخواند، دوری نکن. وقتی دل به تو گرایش دارد، چه نیازی به عقبنشینی است؟
هوش مصنوعی: تو با زحمت و تلاش، دستانت را قربانی کردی و خونت بر زمین ریخت. همیشه از این کار شرمنده و خجالتزدهام که نتوانستهام قدردان تو باشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام
هرکجا هستم من مسکین دعاگوی توام
از ره صورت به صد روی از تو مهجورم ولی
چون به معنی بنگری بنشسته پهلوی توام
خاک گشتم بر سر راه وفا و همچنان
[...]
چند روزی می برد بخت بد از کوی توام
باز قلاب محبت می کشد سوی توام
دور ازین در هم منت گویم دعا هم جان و دل
هر کجا هستم به جان و دل دعاگوی توام
سوی خود می خوانیم چون آمدم می رانیم
[...]
بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
می کشد هر سو که می افتد گره سوی توام
بس که می گردد بگرد ماه رخسارت ز رشک
کرد مانند سر مویی سر موی توام
در دل از تأثیر مهرست این که همچون ماه نو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.