ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
جور و جفایِ دلبر زیبا عذار بس
چشم از جهان و خلق جهان، سخت بسته ایم
زیرا برای ما کَرَمِ کردگار بس
از هرچه خوب روی و گلندام و سروقد
ما را، اشارتی ز دو ابروی یار بس
از ناله های سوخته جانان روزگار
در باغ دهر نغمهٔ مرغِ هزار بس
بر جویبار عمر خیالی چو بنگری
اشک روانِ دیدهٔ شب زنده دار بس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از نظرگاه غم و اندوه شاعر سخن میگوید. او به خاطر مصائب و سختیهایی که از زمانه و دلبر زیبایش متحمل شده است، از دنیا و مردم دوری میکند. شاعر معتقد است که خداوند توجه و لطف زیادی به او داشته و نیازی به زیباییهای دنیوی ندارد. او از عواطف و دردهای عمیق ناشی از عشق و رنجهای زندگی سخن میگوید و به حسی از ناامیدی در برابر گذر عمر و خاطراتش اشاره میکند. در نهایت، شاعر بازتابی از اندوه و اشک را در زندگی انسانی خود احساس میکند.
هوش مصنوعی: ما در این روزگار به اندازه کافی غم داریم و سختیهایی که از جانب محبوب زیبایمان متحمل میشویم، بیشتر از حد تحمل است.
هوش مصنوعی: چشم خود را بر جهان و مخلوقات آن بستهایم، چون برای ما نعمت و لطف خداوند کافی است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که زیبا و خوش قامت است، تنها با اشارهای از ابروهای یار ما را کافی است.
هوش مصنوعی: از نالههای عاشقانه و غمانگیز دلسوخته، در میان باغ زندگی، صدای زیبای پرندهای هزارآواز به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: اگر به جویبار عمر نگاهی بیندازید، میبینید که اشکهایی مانند اشکهای شبزندهداران در حال جاری شدن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.