ز بس کز گریه چشم من به خونِ ناب میسازد
مرا در پیش مردم دم به دم بیآب میسازد
مگر دارد کمینی بر دل بیدار من چشمت
که هر ساعت به نازی خویش را در خواب میسازد
سبب رنج و غمت شد راحت و عیش مرا، بنگر
که چون بیخانمانی را خدا اسباب میسازد
صبا چون با سر زلف تو دستآویز میگردد
ز غم جمعی پریشانحال را در تاب میسازد
خیالی را که میسوزد از آن لب وعدهٔ بوسی
که بیمار تب هجر تو را عنّاب میسازد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردناک خود میگوید. او با گریه، چشمانش به خون مینشیند و این درد و عذابش باعث میشود که همه جا بیتاب و بیآب باشد. به نظر میرسد که چشم محبوبش کمین کرده و هر لحظه او را در خواب و خیال میسازد. همچنین نارضایتی از زندگی و رنجهایش را با بیخانمانی مقایسه میکند که خداوند برای او اسباب راحتی فراهم کرده است. در نهایت، او به یاد لبهای محبوبش و وعدههای دل انگیز آنها، به شدت دلتنگ و بیمار میشود. این شعر تعبیری از عشق معزّز و دردهای ناشی از دوری است.
هوش مصنوعی: چون به خاطر گریههای بسیار، چشمانم مانند خون میشود، هر لحظه مرا در برابر مردم بیآب و بیحالت میکند.
هوش مصنوعی: مگر چشمان تو نمیتوانند دل بیدار من را از خواب بیدار کنند؟ زیرا هر لحظه با ناز و عشوهات مرا در رویای خود غرق میکنی.
هوش مصنوعی: دلایل ناراحتی و غم تو، باعث آرامش و خوشی من شدهاند. نگاه کن که چگونه خداوند به کسی که بیخانمان است، وسایل و امکانات لازم را میدهد.
هوش مصنوعی: باد خنکی که با موهای تو بازی میکند، باعث میشود که غمگینان و پریشانحال را خوشحال کند و به آنها نشاط و شوق ببخشد.
هوش مصنوعی: این شعر به شوق و آرزوی عشق اشاره دارد. گوینده از آتش خیال و آرزوی ملاقات معشوق سخن میگوید و به لب وعده بوسهای اشاره میکند که میتواند برای او تسکیندهنده درد هجران باشد. در واقع، عشق و نزدیکی به معشوق به او کمک میکند تا از بیماری عشق و دوری رهایی یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به رغبت با خم زلفش دل بیتاب میسازد
چو آب زندگی با ماهی این قلاب میسازد
شود گلزار ابراهیم آتش بر گنهکاران
دل ما را چنین گر شرم عصیان آب میسازد
به احسان ای توانگر دستگیری کن فقیران را
[...]
دلم را آن مه زرگر چون زر در تاب میسازد
به دستش هرچه میافتد همان دم آب میسازد
چنینگر طیعبیدرتبهخورد و خوابمیسازد
به چشمت اشک را همگوهر نایاب میسازد
ضعیفی دامنت دارد خروش درد پیدا کن
که هرجا رشتهٔ سازیست با مضراب میسازد
درین میخانه فرش سجده باید بود مستان را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.