گنجور

 
خیالی بخارایی

باد اگر یاد سرو ما نکند

سرو را دل هوا هوا نکند

پیش زلف تو مشگ مسکین است

آری اصل نکو خطا نکند

گو به دست آر شیشهٔ دل ما

تا سر زلف زیر پا نکند

دارد آن رخ به خطّ سبز نشان

که مراد کسی روا نکند

کو عزیزی که از سگ کویت

بشنود خواری و دعا نکند

ای خیالی ز سیل اشک چه سود

یار اگر روی سوی ما نکند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
وطواط

یار با من همی وفا نکند

تا تواند بجز جفا نکند

اوستادیست در جفا، که بحکم

یک دقیقه همی خطا نکند

نگذرد ساعتی بر آن رعنا

[...]

نظامی

بدگهر با کسی وفا نکند

اصل بد در خطا خطا نکند

کلیم

بی نظیر این تفنگ شاه جهان

همچو تیر قضا خطا نکند

می تواند سیاهی از مو برد

کز بدن موی را جدا نکند

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه