گنجور

رباعی شمارهٔ ۲۹

 
خیام
خیام » رباعیات
 

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست

چون هست بهرچه هست نقصان و شکست

انگار که هرچه هست در عالم نیست

پندار که هرچه نیست در عالم هست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آمیس نوشته:

هیچ کس بی عیب نیست و هیچ کس هم بی غم نیست. پس یا باید مدام می بخوری و در عالم مستی و بی خبری همه دنیا رو با غم و غصه هاش از یاد ببری یا اینکه عاقل باشی و فکر کنی همون طوری که تو به حال خیلی ها که از تو بهتر و بالاترن غبطه و حسرت می خوری ، خیلی ها هم که حال و روزشون از تو بدتر و پایین تره به حال تو غبطه می خورن پس خدا رو شکر کن و غمگین و ناامید نباش.

داوود نوشته:

باتوجه به کوتاهی عمر و ناپایداری هستی غم وقصه هیچ چیز را نخور و فقط شاد باش

م.ح نوشته:

در واقع اشاره به هستی اون کسی دارد که خیلی ها فکر می کنند وجود ندارد. چون با چشم سر نمی توانند او را ببینند

hooshang haghbin نوشته:

نیستی عدم وجود هستی است .
در اسطوره آمده است که
جهان از سه بخش تشکیل میشود:
(۱) بخش نیمه بیکران روشن
(۲) بخش نیمه بیکران تاریک
(۳) حد فاصله بین این دو بخش بالابنام “تهیگی” یا خلا
در فیزیک مدرن از خلامیتواند یک جفت اضداد بوجود اید.
به نوسانات خلا مراجعه شود.

hooshang haghbin نوشته:

امروزه دانشمندان بر این نظرند که :
شکست تقارن عامل تنوع در هستی است.

عباس مشرف رضوی نوشته:

چون نیست ز هر چه نیست جز باد بدست
چون هست به هر چه هست، نقصان و شکست
انگار که نیست هر چه در عالم هست
پندار که هست هر چه در عالم نیست

بطرز عجیبی صورت صحیح این رباعی در اینترنت وجود ندارد ( برخی آنرا به ابوسعید هم نسبت داده اند)
مصرع اول واضحست که درست نیست (چون “هست” موضوع مصرع بعدی است و تکرارش وجهی ندارد و تناسبی هم با “نیست” در بیت دوم ندارد)
وزن بیت دوم هم بنظر من درست نیست و درهرصورت من در یک نسخه چاپی اینطور دیده بودم.

هانی نوشته:

در پاسخ به عباس مشرف:
مصراع اول پیشنهادی شما نمی/تواند درست باشد چون معنی ندارد که ما از نیستی ها بر دستانمان چیزی احساس کنیم مثلا ما پر پرواز نداریم و هرگز احساسی از آن هم نداشتیم اما مصراعی را که شما مردود میدانید از نظر معنی درست است چون ما از چیزهایی که هست با وجود اینکه وجود دارد بهره/ای نمی/بریم گویی از هرچیزی نسیمی بر ما می/وزد و از دست می/رود..

حاجیکلایی نوشته:

با سلام و درود.

بسیار زیبا و ستودنی است این ابیات.
“انگار که هر چه نیست در عالم هست پندار که هر چه نیست در عالم هست” .
واقعاً چی میخواد بگه؟

تشکر از دوستان و حاشیه های بسیار زیبای آنان.

حق نگهدارتان

محمدرضا نوشته:

بنظراین معنی را تداعی میکند که ندیدن دلیل بر عدم وجود نیست

هوخشتره نوشته:

جون از هرچه در دنیا هست هیچی در دست نیست.و همه چیز ناقص است لذا تصور کن هر آنچه در عالم وجود دارد نیست و بالعکس

امین کیخا نوشته:

هستی دنیا پندارین است و پندار تا هستی راهی ندارد

علی پاک نیت نوشته:

من هم فکر می کنم چه به لحاظ معنایی و چه از نظر فلسفی رباعی باید اینگونه باشد:

«چون نیست ز هر چه نیست جز باد به دست
چون هست به هر چه هست، نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست»

در حقیقت خیام این طور استدلال می کنه که چون ما از نبودن چیزهایی که نیستند اطلاعات خردی داریم (ندیدن دلیل بر نبودن نیست که حتی مثل به باد نیز خود دلیلی بر این مدعاست) و از آن چیزهایی که هستند اطلاعات ناکاملی داریم (علم ما نسبت به کل جهان بسیار محدود است) پس گویی آنچه که در عالم نیست می تواند باشد و همچنین آنچه که هست (ما فکر می کنیم وجود دارد) ممکن است نباشد.

اتفاقا این گفته با این سوال فلسفی همخوانی دارد که مثلا ما چگونه وجود را اثبات می کنیم و می بینیم که نمی توانیم به طور کامل آن را اثبات کنیم و به طور مثال دکارت نهایتا پس از سالها تفکر چنین استدلال می کند که « فکر می‌کنم، پس هستم» و می بینیم که این استدلال به گفته خیام دارای نقصان و شکست است (به عنوان اثبات منطقی پذیرفته نیست) پس در واقع هنوز این امکان وجود دارد که «ما که هستیم، نباشیم!»
از طرف دیگر همانطور که ما نمی توانیم استدلالی منطقی برای بودن چیزی (حتی خودمان) پیدا کنیم پس آنچه هم که می پنداریم وجود ندارد به لحاظ منطقی امکان وجود دارد چون باز هم نمی توانیم به شکل منطقی عدم وجودش را رد کنیم

محمود زارعی نوشته:

سلام
به نظر من مصرع اول اینطور باید باشه
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست

با این معنا که ما به غیر از باد(چیزی ناچیز) از هر چیزی که هست بهره ای نداریم (از اخر به اول مصراع معنا شده)

مصراع دوم
چون هست بهر چه هست نقصان و شکست

نقص و عیبی در هر چیزی که هست وجود داره(باز از اخر به اول)

بهره و نقص زو مصرع بالا می تونه سود و لذت بردن یا آگاهی باشه

و بیت اخر هم که همانطور که سایت ذکر کردن هست به نظرم و توی اون خیام تکلیفش رو با دنیا(عالم بود و نبود)روشن می کنه و می گه بی ارزشی دنیا با تمام لذایذ و معایبش رو بانگ می زنه

علیرضا زرفام نوشته:

من فکر میکنم منظور حکیم در بیت اول این باشه: مثل نداشتن میمونه وقتی داری و ازش استفاده نمیکنی( در دست نمیگیری و جز باد کف دستت چیز دیگه ای نیست) و وقتی داری و استفاده میکنی هر لحظه امکان ازبین رفتن و نابودیش هست بنابر این …

بهرام مشهور نوشته:

این یکی از سنگین ترین مباحث فلسفی جهان است که برای درک آن به ده ها نیچه نیاز داریم ! و پس از آنهم چیزی عایدمان نمی شود !

علیرضا زاد نوشته:

همه در نهایت بر مرگ خویش واقفیم. ولی چرا دل میبندیم ؟ چرا اینقدر به واقعیات این دنیا حساسیم و با پیگیری، راهی را می پیماییم که میدانیم در نهایت به قنا خواهد رسید.
این مساله در وجود همه ما هست، همه واقفیم.
منتها اکثرا از تفکر درباره آن اجتناب میکنیم. چرا؟ اکثرا به دلیل ترس از تفکر که نهایتا میدانیم به واقعیت مایوس کننده ای میرسیم. (چرا این دنیا هست، ما چرا هستیم، چرا دل به چیزی میبندیم که فانی است، اصلا این بازی مسخره دنیا و درد کشیدن مکرر برای چیست؟ کسی میداند که بعد از مرگ “واقعا” چه میشود؟ اصلا چرا آمدیم که بمیریم؟ چرا ….
چرا….
چرا…
“چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست”
خیام بر خلاف ما از این تفکرات مایوس کننده چشم پوشی نکرد و به شکلی زیبا، عاشقانه و عارفانه با این موضوعات برخورد کرده
پس اینقدر واقعگرایی در مواجهه ما با این دنیا ضرورتی دارد؟ وقتی که در نهایت و به چشم بر هم زدنی قرار است که نباشیم و از ما جز گل برای کوزه گری در آینده چیزی نخواهد ماند.
“انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست”

پیمان نوشته:

به نظر من منظور شاعر اینه که وقتی که از هرچیزی که ما وجودشون رو حس می کنیم، چیزی جز یه تجربه ی مختصر و زودگذری نیست و وقتی که تمام این چیزها کامل نیستن و فانی هستن، انگار که هرچیزی که در دنیا هست، نیست و با این جمله اون ها رو کم ارزش میکنه. مصرع آخر هم عکس همین مفهوم رو میگه و به چیز های دیگه ای اشاره میکنه که با ارزش تر و اصیل تر هستن ولی حداقل به اندازه چیزهای اول قابل درک و احساس نیستن.

مهدی تفرجی نوشته:

به نظر من در بیت اول به جای” باد” بایست “یاد” بوده باشد و معنای مصراع یاد آوری این نکته هست که همه چیز در عالم یک وجود به صورت مجازی و تنها در ذهن داره و فیزیک ظاهری همه اشیا و موجودات نقصان پذیر هستند و تنها جلوه ذهنی (اطلاعات) اونها باقی میمونه. در تئوری اطلاعات (Information Theory) موجودیت اطلاعات مانند سایر کمیت های فیزیکی قابل اندازه گیری، رد گیری و پردازش هست. باقی بودن روح میتونه به نوعی تعبیر به باقی بودن اطلاعات باشه.

سروش نوشته:

منظور شعر از دیدگاه سروش اخلاقی:
چون هر چیزی که نداری (جز امور غیرقابل حصول مثل باد) را میشود بدست آورد
و چون در هر چیزی که در اختیار داری احتمال از دست رفتن وجود دارد پس
داشته هایت را جوری قدر بدان که انگار مانندش در دنیا نیست
و طوری به نداشته هایت فکر کن که انگار مانند آن در دنیا (به وفور) وجود دارد.

محمد نوشته:

درود بر همه ی پارسی دوستان.
این رباعی به نظر من خیلی رمز آلوده چندروزی هست دارم بهش فکر میکنم و هربار به یک معنی تازه برمیخورم. فکر میکنم مصرع اول بیت اول با مصرع دوم بیت دوم جفت میشه و مصرع دوم بیت اول با مصرع اول بیت دوم.
۱- در مصرع اول بیت اول داریم: چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
در این مصرع “هست” همان خیالاتی هست که دین در مورد آن دنیا تبلیغ میکند. خیام به نوعی هنرمندانه میگه این خیالاتی که “هست”، تهی هست. “باد بدست” معنی تهیدستی میده و اینجا به نظرم باید پوچ بودن معنی بده. با این توضیح میشه این مصرع رو اینطور نوشت: “نیست” این خیالاتی که “هست” جز “پوچ”

۲- حالا بریم سر مصرع چهارمی که با مصرع اول معنیش کامل میشه
پندار که هرچه نیست در عالم هست: اینطور فکر کن که تمام اون خیالات خوش از جهانی دیگر که پوچ هست، تو همین دنیای خودمون هست.

۳- مصرع دوم:
چون هست بهرچه هست نقصان و شکست
منظور از این “هست”، جهان مادی هست. یعنی همه چی آخر نیست و نابود میشه.

۴- و در آخر مصرع سوم که با مصرع دوم معنیش کامل میشه:
انگار که هرچه هست در عالم نیست
این طور فکر کن که هرچیزی که در این دنیاست و سرانجامش شکست و نابودیه، در این دنیا نیست. (نتیجه گیری: پس از زندگی و حال لذت ببر)
امیدوارم توانسته باشم منظورم را برسونم. دوستان لطفا نظر بدید

کانال رسمی گنجور در تلگرام