گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱۸

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ای چشم تو چشم‌بند مستان

روی تو چراغ بت پرستان

بادام تو نقل میگساران

عناب تو کام تنگدستان

مرجان تو پرده دار لؤلؤ

ریحان تو خادم گلستان

رخسار تو در شکنج گیسو

رخشنده چو شمع در شبستان

سرنامهٔ حسن یا خطست این

عنوان جمال یا رخست آن

ای شمع مریز اشک خونین

گریه چه دهی بیاد مستان

صد جامه دریده‌ام چو غنچه

بر زمزمهٔ هزار دستان

سرخاب قدح تهمتنانرا

از پای در آورد بدستان

خواجو دهن قرابه بگشای

وز لعل پیاله کام بستان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

در مصرع اول بیت اول «ای چشم تو بند مستان» با «ای چشم تو چشم‌بند مستان» جایگزین شد (جایگزینی حدسی)، از دوستان اگر کسی به نسخه‌ی چاپی خواجو دسترسی دارد در مورد نقل صحیح این مصرع ما را مطلع کند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام