ای ذره های کوی تو خورشید منظران
با طرّه تو جان و دل خلق توامان
صد بار بیش سوخته دلهای چون کباب
تا داده آب چشمه تیغت به تشنگان
خورشید کی به ذره حسن تو می رسد
کی پر زند به عرصه سیمرغ ماکیان
آن زلف حلقه حلقه، به رخساره ات نقاب
یا ضیمران به نسترنت هست سایه بان
کردیم وصف ماه، که آیینه دار توست
ای آفتاب روی به از مهر آسمان
از فتنه های چشم تو، ای ترک جنگجوی
آورده ام به خطه ی دارالامان، امان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوقهاش سخن میگوید و او را به خورشید و ماه تشبیه میکند. شاعر با ابراز عشق و دلدادگی خود، از سوختن دلهای عاشقانی چون کباب در عشق او میگوید و به تأثیر عمیق نگاه و زلف معشوقه اشاره میکند. همچنین، شعری که به وصف معشوقه پرداخته، نشاندهندهی برتری او بر سایر زیباییها و نورهای آسمانی است. شاعر از فتنههای چشمان او و تأثیر آن بر خود صحبت میکند و امانتی از عشق و احساساتش را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: ای ذراتی که در کوی تو هستید، همچون خورشید بر چهرههای تماشایی میتابید و با زیبایی تو، جان و دل مردم را یکجا به خود جلب میکنید.
هوش مصنوعی: دلهای زیادی مانند کباب در آتش سوختهاند و بارها دچار درد و رنج شدهاند، تا اینکه آب قطرات اشک تو به تشنگان و عاشقان رسیده است.
هوش مصنوعی: خورشید هرگز نمیتواند به زیبایی تو نزدیک شود، مانند این است که در تلاش باشد تا در دنیای پرندگان سیمرغ پرواز کند.
هوش مصنوعی: زلفهای حلقهگون تو بهعنوان نقابی بر چهرهات قرار دارد و مانند سایهبانی بر گل نسترنات نقش بسته است.
هوش مصنوعی: ما درباره زیبایی ماه صحبت کردیم، که همچون آینهای برای توست ای خورشید، زیبایی تو فراتر از مهر و نور آسمان است.
هوش مصنوعی: از شرارتهای نگاه تو، ای جنگجوی ترک، به این سرزمین امن پناه آوردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان
زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان
لب تر مکن به آب، که طلقست در قدح
دست از کباب دار، که زهرست توامان
با کام خشک و با جگر تفته درگذر
[...]
گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان
گفتا ز نیست ، نیست نشان اندرین جهان
گفتم که ساعتی ببر من فرونشین
گفتا که باد سرد زمانی فرو نشان
گفتم که باد سرد زیان داردت همی
[...]
بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان
فرخنده باد بر ملک شرق مهرگان
سلطان یمین دولت میر ملوک بند
محمود امین ملت شاه جهان ستان
شاهی که پشت صد ملک کامران بدید
[...]
بنگر بدین رباط و بدین صعب کاروان
تا چونکه سال و ماه دوانند هردوان
من مر تو را نمودم اگرچه ندیده بود
با کاروان رباط کسی هر دوان دوان
از رفتن رباط نه نیز از شتاب خود
[...]
گویی که ماه و مشتری از جرم آسمان
تحویل کرده اند بباغ خدایگان
وز ماه و مشتری شده آن خاک پرنگار
نوری عجیب صورت و شکلی بدیع سان
نی نی ، که ماه و مشتری از وی ربوده اند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.