فاطمه رضائیان در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
از سخنان گهر بار دوستان فرزانه و فرهیخته ام نهایت استفاده را بردم ....
بلا شک این شعر شیخ اجل گنجینه ای است بس گرانمایه ، بر روح و روان پاک سعدی درود باد
علی سونامی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » گئتمه ترسا بالاسی:
اذن وئر توی گئجه سی من ده سنه دایه گلیم
ال قاتاندا سنه مشاطه تماشایه گلیم
معنی:رخصتم بده تا شب عروسی همراهت باشم
وقت آرایش کردنت، به تماشایت بیایم
سن بو مهتاب گئجه سی سیره چیخان بیر سرو اول
اذن وئر من ده دالونجا سورونوب سایه گلیم
معنی:در این مهتاب شب، سروی باش که به گلگشت آمده
اجازه ام بده تا سینه خیز مانند سایه ات پشت سرت بیایم
منه ده باخدین او شهلا گوزوله من قارا گون
جراتیم اولمادی بیر کلمه تمنایه گلیم
معنی:به چشمان شهلایت نگاهم کردی ، اما من سیه بخت جرات نکردم لااقل با کلمه ای تمنایت کنم
من جهنمده ده باش یاسدیقا قویسام سنله
هئچ آییلمام کی دوروب جنت ماوایه گلیم
معنی:حتی اگر در جهنم هم، سر به بالین تو بگذارم
محال است که برای رفتن به بهشت هم بیدار شوم
ننه قارنیندا دا سنله اکیز اولسایدیم اگر
ایسته مزدیم دوغولوب بیر ده بو دونیایه گلیم
معنی:اگر جفت دوقلوی تو، در شکم مادر بودم
هرگز نمیخواستم زاده شوم و به این دنیا بیایم
سن یاتیب جنتی رویاده گورنده گئجه لر
منده جنتده قوش اوللام کی او رویایه گلیم
معنی:کاش وقتی شب ها خواب بهشت را می بینی
من هم پرنده ای بشوم در بهشت ،و به خواب تو بیایم
قیتلیغ ایللر یاغیشی تک قورویوب گوز یاشیمیز
کوی عشقونده گرک بیرده مصلایه گلیم
معنی:چون باران سال های قحطی اشک چشمانمان خشک شده چشمانمان برای نماز باران باید به مصلی کوی عشق بیایم
سنده صحرایه مارال لار کیمی بیر چیخ نولی کی
منده بیر صیده چیخانلار کیمی صحرایه گلیم
معنی:چه می شود اگر تو هم مثل آهوان به صحرا درآیی
من هم چون شکارچیان به صحرا بیایم
آللاهوندان سن اگر قوخمیوب اولسان ترسا
قورخورام منده دؤنوب دین مسیحایه گلیم
معنی:اگر از خدایت نترسی و مسیحی بشوی می ترسم من هم دین برگردانم و مسیحی بشوم
شیخ صنعان کیمی دونقوز اوتاریب ایللرجه
سنی بیر گورمک ایچون معبد ترسایه گلیم
معنی:مثل شیخ صنعان سالیان سال خوک به چراگاه ببرم یا به بهانه دیدن تو به کلیسا بیایم
یوخ صنم! آنلامادیم، آنلامادیم حاشا من
بوراخیم مسجدیمی سنله کلیسایه گلیم!
معنی:اما نه صنما! حرف بی جا زدم حاشا که من مسجدم را رها کنم و با تو به کلیسا بیایم
گل چیخاق طور تجلایه سن اول جلوه طور
منده موسی کیمی اول طوره تجلایه گلیم
معنی:بیا به (کوه)طور تجلا بریم و تو جلوه ی طور شو و
من موسی وار به آن کوه طور تجلا بیایم
شیردیر شهریارین شعری الینده شمشیر
کیم دیئر من بئله بیر شیریله دعوایه گلیم؟!
معنی: شعرشهریار به مانند شیری است شمشیر به دست
چه کسی را جرات رویارویی با چنین شیری هست؟
ب.پرسان در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۲ در پاسخ به محمدجواد خرمدینی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:
خرد ( شناخت نیک و بد ) در گفتار آشکار می شود . بر این اساس برداشت من این بوده که « اکنون از شناخت خوب و بد چه می دانی ، بگو » . در مصرع دوم هم سخن از گوش شنونده این گفتار است .
کاووس سلطان در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
کلید واژه هایی در اشعار بزرگان وجود داره که مرتبط با سفر درونی ایشان است.
حباب : غرض ، نیت ، خیال ، اراده نفس ،ریح ، باد محبوس در آب و خاک
شد از خروجِ رِیاحین چو آسمان روشن-
زمین، به اخترِ میمون و طالعِ مسعود
حجاب: فریب ، مکر ، پوشش ، هر آنچه اصل را پنهان کند
حجاب یا فریب ریشه عقلانی غرور و نخوت است ، حجاب در گام نخست فریب خود و سپس فریب غیر خود است.
حسام حقی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:
سلام خدمت دوستان، بنظرم بحث بخث خیلی بیجایی بود و اصلا شکل گیری اون غلط. این دو عزیز اصلا قابل مقایسه نیستند و قیاس اونها اصلا ممکن نیست مگر در برخی جزئیات. چون هر دو کاملا فضایی جداگانه دارند و فضایل و خصیصه های متفاوت چه بد چه خوب و اینکه یکی رو از یکی برتر بدونیم ممکن نیست و اصلا همچین رتبه بندی نامشروعه. استاد شجریان فخر موسیقی و فرهنگ ایران هستند و غیر قابل وصف، چاووشی عزیز هم انسان باصفا و صدق و صداقتی است و در کار خودش استاد، هردو به فرهنگ مملکت و به مردم خدمت کردند و اثرات قابل مشاهده ای گذاشتن . جای بسیار تقدیره از چاووشی عزیز و استاد شجریان که هر دو به سبک های گوناگون گوش و روح دوستدارانشون رو جلا دادند و مردم رو هم با بزرگان و اشعار کهن و غنی و ارزشمند کشور و این گنجینه های عظیم و پر مفهوم اشنا کردند، حالا هر کدوم با فضای خاص خودشون و حال و هوای مخصوص به خود. و اینکه بخوایم به طرفداری از یکی دیگری رو بکوبیم یا با هم بحث و جدل کنیم و ناسزایی رد و بدل بشه و... جای تاسف داره. هر کس که خدمتی به خلق بکند ستایش بر او رواست. تا توانی دلی بدست آور...
یوسف شیردلپور در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷:
خدایا چقدرم خوشبتیم که چو سعدی وحافظ ومولانا ها داریم وچ زیبا چققققد دلنشین ورویایی این غزل را استاد جان جانان خسروخوبان است شجریان در بزم خصوصی شورعاشقی اجرا کردند درود ها نثار روح پاک همه هنرمندان ی بخاک خفته اند سلامتی هنرمند انی که هنوز هستند 💐💐💐💕💕💕✋✋
احمدرضا نظری چروده در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۴:
چون نیست خواجه حافظ معذور دار ما را
غالب نظراه دیدم وخواندم وهرکس ازظن خود شد یارمن به قول مولانا.دوستان عزیز شما که هنوز قادر نیستید شاعر وسراینده بیت را پیدا کنید وببینید چه اندیشه ای دارد آنگاه تفسیر بیت را می نوشتید.اولا چرا باید ازسیمین بهبهانی باشد؟اگرازسیمین است بیتهای دیگرغزل یاقصیده رابفرمایید.اما حافظ.هرگزحافظ درکل اندیشههایش که بیشتردرهمان پانصد غزل تجلی یافته است، چنین فکری رانپرورانده است.اما آیا تنها یعنی تن وبدن می تواند باشد؟ بله اما چرا.باید بگویم سراینده چنین شعری باید ازقرن ششم وبعدازآن تا قرن هشتم باشد.چون درون مایه های شعری این دوره اکثر عزلت نشینی ودوری ازانسانها ودرکنج خلوت خزیدن است.چون فکرمی کردند انسان باید ازجامعه بدورباشد تافریب نفس اماره وقاطع الطریق راه شریعت وحقیت،شیطان را نخورد.نمونه این تفکر درمرصاد العباد نجم الدین دایه هست .رهزنان انس والجن که راه رهروان طریقت را قطع می کنند.چرا ازقرن ششم تا هشتم هجری این کشور مورد تجاوزبیگانگان بود وکم آدمها درمقابل آنها ایستادگی کردند.بیشتردعا می کردند ودرکنج خلوت بودند.چون فکرمی کردند که اینها همان بلاهای آسمانی است که خداوند برای تنبیه مردم تن پرورووابسته نفس اماره فرستاده است.داستان مغولی که به ۱۵ ایرانی روبرو میشود ومیگوید شمشیر راهمراه ندارم که گردن شما را بزنم دورشان خط کشید ورفت شمشیرآورد وگردن هرپانزده نفر را زد.پس تنها یعنی انسانها تن وبدن انسانهایی که اگر گناهکار باشند شخص دیگر را هم آلوده می کنند
فرهود در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۴۴ - در بیان آنکه خواری آورد:
هرکه بنشیند ز بر دست صدور
هرکه بنشیند ز بر صدر صدور
هم نوشته شده است.
مریم رضائیان در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش:
بیت اول یک (و) در مصراع دوم اضافه دارد.
یک زنی با طفل آورد آن جهود
پیش آن بت، آتش اندر شعله بود
یا پیش آن بت، وآتش اندر شعله بود
فرهود در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۳۶ - در بیان چار چیز که از خطاهاست:
بیت سوم افتاده است و در اینجا نیست:
کام نفس بد برآوردن خطاست
زانکه دشمن را بپروردن خطاست
پویان ساعدی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲۱:
درود. استاد شجریان در یک کنسرت دیگر (سلیمانیه عراق) نیز این دوبیتی را با صدای بم و با هوای منحصربهفرد خواندهاند. روح باباطاهر و شجریان شاد.
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۲ - باز گشتن شاه موبد از کهستان به خراسان:
در مصرع دوم بیت 56 واژه "پول" همان واژه امروزی "پُل" میباشد، که در پهلوی "پوهل" (puhl) گفته میشده است (واژهنامۀ پهلوی به انگلیسی مکنزی، سال 1986 میلادی).
قاف کافه در ۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:
ترجمهء مترجم گوگل:
هر تعریف و تمجیدی از او می کرد، از حرف هایش بیزاری می جستم
روح از ملاقات با اتصال از دست رفته ناامید می شود
هنگامی که اعمال خود را در کتاب غیب می خواند
احسان مولا وقتی نفسش را بیرون داد روحی را برگرداند
به او نوشیدنی دادم و وضعیت او را تعریف کردم
روح من از برخوردهای گذشته منزجر است
آن وقت وقتی به دریافت آن فکر می کنی گذشته را نمی بینی
عشق سنگین در وجدانم ناپدید شد
روحم به خاطر بارش سنگین است
به همین ترتیب، امروز نیروی کار سنگین تر است
من او را به تباهی کشاندم و سختی هایش کمکی به او نکرد
با این حال سیده به او لطف داشت
همانا جان من طلوع کرد و ویرانه هایش فرود آمد
سید مولا عزیز در امور خود کامل است
شمس الدین مالک امیدهایش را برآورده کرد
خداوند روح من را در حالی که در آن حالت بود ملاقات کرد
از زمانی که او را گرامی داشته است، هرگز ذلت او را ندیده است
با جامه ای که با شور بافته شده بود از تبریز آمده بود
صبح روحم سیر شد لباس زیرش را درآورد
روح با غرور گفت: ما لطف او را برگزیده ایم
سپس پس از مدتی به مقاله ای که دریافت کرده بود حسادت می کرد
فرهود در ۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۳ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
نافه آهوی ختن، گره یا غدهای است سیاه رنگ که در صحرا میافتد و آنرا جمعآوری میکردهاند و میفروختهاند و خریدار آن را باز میکرده است که به این باز کردن، نافهگشایی میگویند.
از این سبب آنرا به گره زلف تشبیه کردهاند که سیاهرنگ است و نیز درشت است. زلفی که انبوه باشد و بافته شود گرههای درشتی میسازد شبیه نافه آهو.
زهرا فکوری در ۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷:
سلام و درود؛
لطف کنید و خوانش این قصیده رو به اشتراک بذارید،
با سپاس
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۲ - باز گشتن شاه موبد از کهستان به خراسان:
چهار بیت نخست این بخش به روشنی میگوید که واژه "خوراسان" ریشه پهلوی دارد؛ "خور" به معنی "خورشید"، "آسَد" به معنی "آید" و "آسان" به معنی "آیان". نوشتن واژه "خراسان" به شکل "خوراسان"، در مصرع دوم از بیت شماره 2، برای خواننده تلنگری است در درک ریشه این واژه.
گفتنی است که ابوعلی عثمانی نیز واژه "آسد" را به معنی "آید" به کار برده است.
شهناز ولی پور هفشجانی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:
غالباً این واژه اسرار با فتحه الف خوانده میشود جمع سر به معنی رازها، حال آنکه به نظر میرسد با کسره باشد و مصدر از سر به معنای رازگویی و نجوا کردن، صحبت کردن بسیار آرام و در گوشی و منظور این است که تسبیح کوه و دریا و درختان و تمام اجزای طبیعت نجوایی پنهانی است که تنها گوش صاحبدلان آن را میشنوند.
همیرضا در ۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
به نظر میرسد مصرع اوَل این بیت درمصرع اوّل این بیت حافظ تأثیرگذار بوده است:
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵ » ای صاحب کرامت شکرانهٔ سلامت ...
به نقل شرح صوتی دکتر محمدرضا ضیاء بر غزل حافظ
همیرضا در ۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
مصرع اوّل این بیت یادآور مصرع اوّل این بیت سعدی است:
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶ » ای ماهِ سرو قامت، شکرانهٔ ...
به نقل از شرح صوتی دکتر محمدرضا ضیاء
علی سونامی در ۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بلالی باش: