سجاد رنجبر در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۶ در پاسخ به نویده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
زبان مادری حافظ و سعدی اچمی بوده اما به دری یا فارسی شعر میگفتند چون دری زبان شعر و ادبیات بوده
Abbasrapper در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۹ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۹:
درود ما هم به عشق تفسیرهای آقا رضا به این سایت میایم
میرحسین سیاوشی خیابانی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
در اغلب نسخه های دیوان حافظ آورده اند .... که گفته سخنت میبرند دست به دست
کاتبان دوره های بعد معنی گفته سخن را نمی دانسته اند و آن را به تحفه سخن» و «شکر سخن» و.... تغییر داده اند. در کتابخانه دانشگاه هاروارد کتابی دیدم با عنوان: مجموعة الأغانی الشرقیة القدیمة و الجدیدة در مورد گفته میگوید: «گفته کلمه ای ترکی است... و معنای آن ابیات شعر یعنی نظم و قصیده است». «گفته» در معنی شعری که به آواز خوانده شود از قرنها قبل از حافظ در فارسی رواج داشته است. وقتی به پیشینه این اصطلاح موسیقایی بازگردیم رابطه «گفتن» و «گوینده» و «گفته» را بهتر میتوانیم بشناسیم وقتی مولانا می گوید گرز آن که نه ای مطرب گوینده شوی با ما....
در بیت معروف حافظ ترکان پارسی گو بخشندگان یا گر مطرب حریفان این پارسی بگوید....
پارسی دقیقاً به معنی «غزل» است و «بگوید» به معنی به آواز ادا کند و «پارسی گو» به معنی غزل خوان به آوازفارسی زبانان معنی اصطلاحی گفته را از یاد برده اند و از رابطه آن با موسیقی غافل شده اند؛ ولی در عربی و ترکی معنی خود را حفظ کرده و امروز در ترکیه به هر نوع تصنیف و آوازی گوفته گفته» (gufte) اطلاق میشود.
برگرفته از محمدرضا شفیعی کدکنی مقاله یک اصطلاح موسیقایی در شعر حافظ در نشریه حافظ خرداد ۱۳۸۳، شماره ۳، ص ۱۰۸
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
در باره بیت شماره 5
با اندکی دقت و مقایسه چند حرف «ک» با چند حرف «گ» در مصرع نخست این بیت (نسخه شادروان فروزانفر)، متوجه میشویم که این مصرع باید چنین باشد:
گُل چه بود که گُل توی ناطقِ امرِ قُل توی
وانگهی یک سخنور اندیشمند و دارای انسجام گفتار، قطعا واژه «کُل» را به نوعی در کنار «جزء» به کار خواهد برد!
اما یک نکته مهم در باره واژۀ «توی» که در اینجا باید «tovi» خوانده شود. در نخستین نگاه، اشتباه تایبی به نظر میرسد؛ چرا که امروز ما بیشتر واژه «تویی» را به کار میبریم. جستوجو در مورد چنین تلفظی نشان میدهد که از میان سخنوران ایرانزمین، تنها فردوسی 104 بار آنرا به کار برده است. گذشته از ثبت صدها نمونۀ دیگر از واژه «توی» با تلفظ «tovi»، شایسته است که به ترتیب از بیت شماره 5 (بخش 47، کوشنامه)، بیت شماره 7 (بخش 250، کوشنامه) از ایرانشان و بیت شماره 12 (راز و نیاز لقمان سرخسی با پروردگار) از عطار یاد شود:
سپاس از تو دارم بدین نیکوی/که همواره پشت و پناهم توی
سپاس از تو دارم بدین نیکوی/که دارنده و رهنمایم توی
من ندانم تو منی یا من توی/محو گشتم در تو و گم شد دوی
بنابراین،
-از برخورد موضعی با واژهها و مفهومها–به هر شکلی–بپرهیزیم.
-از سندهای با ارزش (شناسنامه ملی ایران)، در برابر دستکاری پاسداری کنیم.
رند تشنه لب در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۲ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۹:
سلام و عرض ادب آقای کیخا
نکات ارزشمند و خواندنی ای نوشته اید. من به بحث های ریشه شناسی علاقه مندم. جسارتا می خواهم بپرسم شما از چه طریقی توانسته اید اینقدر در مباحث ریشه شناسی مسلط شوید؟ این موضوع، نه فقط از این حاشیه تان، بلکه با در نظرگیری بقیه ی حاشیه هایی که نوشته اید برای من سوال شده است. چون بنده هرگز نتوانسته ام منابع خوبی در این زمینه پیدا کنم، به همین خاطر است که می پرسم؛ و الّا جسارت هست.
انیس اسماعیلی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۳۲ در پاسخ به Mahmood Shams دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:
با سلام آقای شمس منظور از طی شدن نامه در مصرع دوم چیست. ممنون میشم معنیش رو بنویسید.
احمد خرمآبادیزاد در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۱ در پاسخ به نیما دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
تنها با اندکی کشیده تلفظ کردن «الف» در واژه «چوگان»، ایراد ظاهری وزن برطرف خواهد شد!
وحشی تر از بافقی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۰ در پاسخ به مهم نيست دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
بارش حق و اصالت بشری را مشاهده میکنید:
فرشاد مهریار در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۲ - حکایت:
درود. اگر امکانش هست لطفا درمورد مفهوم بیت آخر توضیح بدید. با سپاس
فرحناز یوسفی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۱۰:
نوشته بدستار چیزی که برد
نَوَشته=پیچیده شده
م ر ن در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۱۰ در پاسخ به یوسف شیردلپور دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۵:
نوا یا نبا یا مبا یا مباد درست است. مبو یعنی نشود.
یوسف شیردلپور در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۵:
مبودرست است ومعنی مبادا، نکند،
این شعر رااستاد شجریان باهنرنمایی استاد محمد موسوی در اجرای خصوصی (برگ تنهایی) به زیبایی هرچه تمام تر وبسیار دلنشین اجرا کرده اند که گویی تازه هم منتشر شده است 💚💚👌👌💐💐
Majid Shabani در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۶ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:
عالی بود بهترین تفسیر در حاشیه
محمد لطفی بیدگلی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۴۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
زیبا و دلنشین بود
سزای آفرین بود.
من قدر آن بدانم
مرکب چنین برانم.
لطفی
سلمان صحافی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۸:
سلام
همانطور که دوستان اشاره کردند، قافیه مصرع اول بیت اول و مصرع دوم بیت سوم باید از «من» به «مکن» تغییر کند.
مهری فقیهی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
این غزل رو جناب حافظ برای شاه شجاع گفته . شاه شجاع به مکتب نرفته بود ولی به خاطر ارتباط با علما و ادبا ، آدم مطلعی بود و در واقع نمیشه اونو بیسواد محسوب کرد .
مطالبی هم که گفته شده در اینجا ؛ که حافظ در مدح پیامبر این غزل رو سروده (چه در گنجور و چه در جاهای دیگه ) ؛ یا از روی ندانستن بوده و یا تکرار حرف دیگران . در واقع این غزل و همینطور هیچ غزل دیگه ای در مدح پیامبر گفته نشده . مذهبی ها این شعر رو مثل چیزهای دیگه مصادره به مطلوب کردند .
از اونجایی که حافظ علاقه خیلی زیادی به شاه شجاع داشته ؛ مکررا اشعارش رو برای ایشون گفته
بهزاد پاکروح در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - به یاد وطن (لزنیه):
۱. «لزن» در مصرع «مه کرد مسخر دره و کوه لزن را» برخلاف تصور رایج، شهر لوزان سوئیس
Laussane
نیست، دهکدهای در سوئیس است به نام لیزان (که در فارسی لیسین هم نوشتهاند)
Leysin
و یک مرکز درمان سل در آنجا وجود داشته.بهار در سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ میلادی برای درمان سل در مرکز درمانی در لیزان (لیسین)
Leysin
سوئیس اقامت داشتهسپس به ایران بازگشته و در سال ۱۹۵۱ درگذشته است.
۲. اینکه نوشته شده ارتفاع تهران از سطح دریا بیش از ارتفاع لوزان
Laussane
از سطح دریاست، ارتباطی به موضوع ندارد. ارتفاع لیزان (لیسین)
Leysin
از سطح دریا کمی بیش از ارتفاع تهران از سطح دریاست اما این هم اهمیتی ندارد!
مهم، آن مرکز درمان سل در لیزان بوده نه ارتفاع.این مرکز در سال ۱۸۹۰ توسط تعدادی پزشک و هتلدار تأسیس شده بود.
رضا رحیم در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱:
درود بر آقای عبدالرضا ناظری و تشکر از توضیح بسیار خوب ایشان در تفسیر و بیان معانی بیت "من دست نخواهم برد...."
رضا از کرمان در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ لبیبی » ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی » شمارهٔ ۲۵ - به شاهد لغت سرواد، بمعنی شعر:
سلام
سرواد به معنی سخن منظوم و شعر میباشد.
شاد باشید
Abbasrapper در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۰۲ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰: